swobbed floor
کف تمیز شده
swobbed surface
سطح تمیز شده
swobbed area
منطقه تمیز شده
swobbed mat
زیرانداز تمیز شده
swobbed kitchen
آشپزخانه تمیز شده
swobbed room
اتاق تمیز شده
swobbed aisle
راهرو تمیز شده
swobbed hallway
راهروی تمیز شده
swobbed desk
میز تمیز شده
he swobbed the floor to make it shine.
او برای اینکه کف زمین برق بیفتد آن را تمیز کرد.
after the party, she swobbed the tables and chairs.
بعد از مهمانی، او میزها و صندلی ها را تمیز کرد.
the janitor swobbed the hallway every morning.
نگهدارنده هر روز صبح طبقه را تمیز می کرد.
he swobbed the deck before the guests arrived.
او عرشه را قبل از ورود مهمانان تمیز کرد.
she swobbed the kitchen floor after cooking.
او کف آشپزخانه را بعد از آشپزی تمیز کرد.
the crew swobbed the ship to keep it clean.
خدمه کشتی را برای تمیز نگه داشتن آن تمیز کردند.
they swobbed the gym floor before the game.
آنها کف سالن ورزشی را قبل از مسابقه تمیز کردند.
he quickly swobbed his desk before the meeting.
او قبل از جلسه به سرعت میز خود را تمیز کرد.
she swobbed the tiles in the bathroom regularly.
او به طور منظم کاشی های حمام را تمیز می کرد.
the volunteers swobbed the community center to prepare for the event.
داوطلبان مرکز اجتماعی را برای آماده شدن برای رویداد تمیز کردند.
swobbed floor
کف تمیز شده
swobbed surface
سطح تمیز شده
swobbed area
منطقه تمیز شده
swobbed mat
زیرانداز تمیز شده
swobbed kitchen
آشپزخانه تمیز شده
swobbed room
اتاق تمیز شده
swobbed aisle
راهرو تمیز شده
swobbed hallway
راهروی تمیز شده
swobbed desk
میز تمیز شده
he swobbed the floor to make it shine.
او برای اینکه کف زمین برق بیفتد آن را تمیز کرد.
after the party, she swobbed the tables and chairs.
بعد از مهمانی، او میزها و صندلی ها را تمیز کرد.
the janitor swobbed the hallway every morning.
نگهدارنده هر روز صبح طبقه را تمیز می کرد.
he swobbed the deck before the guests arrived.
او عرشه را قبل از ورود مهمانان تمیز کرد.
she swobbed the kitchen floor after cooking.
او کف آشپزخانه را بعد از آشپزی تمیز کرد.
the crew swobbed the ship to keep it clean.
خدمه کشتی را برای تمیز نگه داشتن آن تمیز کردند.
they swobbed the gym floor before the game.
آنها کف سالن ورزشی را قبل از مسابقه تمیز کردند.
he quickly swobbed his desk before the meeting.
او قبل از جلسه به سرعت میز خود را تمیز کرد.
she swobbed the tiles in the bathroom regularly.
او به طور منظم کاشی های حمام را تمیز می کرد.
the volunteers swobbed the community center to prepare for the event.
داوطلبان مرکز اجتماعی را برای آماده شدن برای رویداد تمیز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید