swopping

[ایالات متحده]/ˈswɒpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswɑːpɪŋ/

ترجمه

n. مبادله; پایاپای
vt. مبادله کردن; جایگزین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swopping places

جایگزینی مکان

swopping roles

جایگزینی نقش

swopping ideas

جایگزینی ایده

swopping gifts

جایگزینی هدیه

swopping stories

جایگزینی داستان

swopping seats

جایگزینی صندلی

swopping tasks

جایگزینی وظیفه

swopping teams

جایگزینی تیم

swopping clothes

جایگزینی لباس

swopping partners

جایگزینی شریک

جملات نمونه

we are swopping our old books for new ones.

ما کتاب‌های قدیمی خود را با کتاب‌های جدید عوض می‌کنیم.

they enjoyed swopping stories during the campfire.

آنها از به اشتراک گذاشتن داستان‌ها در کنار آتش لذت بردند.

swopping ideas can lead to innovative solutions.

تبادل ایده‌ها می‌تواند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شود.

she suggested swopping recipes at the potluck.

او پیشنهاد کرد که دستور العمل‌ها را در مهمانی با هم عوض کنند.

swopping clothes with friends can be fun.

عوض کردن لباس با دوستان می‌تواند سرگرم‌کننده باشد.

they are swopping their vacation plans to visit each other.

آنها برنامه‌های تعطیلات خود را برای دیدار با یکدیگر تغییر می‌دهند.

we had a great time swopping gifts at the party.

ما اوقات خوبی را در عوض کردن هدیه‌ها در مهمانی داشتیم.

the kids love swopping toys during playdates.

بچه‌ها عاشق عوض کردن اسباب‌بازی‌ها در هنگام بازی با یکدیگر هستند.

swopping travel tips can enhance your trip experience.

تبادل نکات سفر می‌تواند تجربه سفر شما را بهبود بخشد.

they are swopping their gardening tips this weekend.

آنها این آخر هفته نکات باغبانی خود را با هم عوض می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید