symbolically

[ایالات متحده]/sim'bɔlikəli/
[بریتانیا]/sɪmˈb ɑlɪk l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت نمادین; به شیوه ای نمادین بیان شده

جملات نمونه

symbolically, the difference of sex is a divide.

به لحاظ نمادین، تفاوت جنسیت یک شکاف است.

By wearing the ring on the third finger of the left hand, a married couple symbolically declares their eternal love for each other.

با پوشیدن حلقه در انگشت سوم دست چپ، یک زوج متاهل به طور نمادین عشق ابدی خود را به یکدیگر اعلام می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید