symmetrizes the data
دادهها را متقارن میکند
symmetrizes the matrix
ماتریس را متقارن میکند
symmetrizes the function
تابع را متقارن میکند
symmetrizes the model
مدل را متقارن میکند
symmetrizes the graph
نمودار را متقارن میکند
symmetrizes the equation
معادله را متقارن میکند
symmetrizes the design
طراحی را متقارن میکند
symmetrizes the layout
چیدمان را متقارن میکند
symmetrizes the structure
ساختار را متقارن میکند
symmetrizes the shape
شکل را متقارن میکند
the mathematician symmetrizes the equation to simplify the problem.
محقق ریاضی معادله را متقارن میکند تا مشکل را سادهتر کند.
in physics, one often symmetrizes the potential energy to find equilibrium.
در فیزیک، اغلب انرژی پتانسیل را متقارن میکنند تا به تعادل برسند.
she symmetrizes the design to create a more aesthetically pleasing look.
او طرح را متقارن میکند تا ظاهری زیباتر و دلپذیرتر ایجاد کند.
the artist symmetrizes the elements in the painting for balance.
هنرمند عناصر موجود در نقاشی را برای ایجاد تعادل متقارن میکند.
to analyze the data, the researcher symmetrizes the variables.
برای تجزیه و تحلیل دادهها، محقق متغیرها را متقارن میکند.
the algorithm symmetrizes the input to enhance performance.
الگوریتم ورودی را متقارن میکند تا عملکرد را بهبود بخشد.
in geometry, one symmetrizes the shapes to find congruence.
در هندسه، شکلها را متقارن میکنند تا همریختی را پیدا کنند.
the team symmetrizes the layout of the website for better user experience.
تیم طرحبندی وبسایت را برای بهبود تجربه کاربر متقارن میکند.
he symmetrizes the arguments in his essay to present a fair viewpoint.
او استدلالهای مقاله خود را متقارن میکند تا دیدگاهی منصفانه ارائه دهد.
the architect symmetrizes the building's facade for visual harmony.
معمار نمای ساختمان را برای ایجاد هماهنگی بصری متقارن میکند.
symmetrizes the data
دادهها را متقارن میکند
symmetrizes the matrix
ماتریس را متقارن میکند
symmetrizes the function
تابع را متقارن میکند
symmetrizes the model
مدل را متقارن میکند
symmetrizes the graph
نمودار را متقارن میکند
symmetrizes the equation
معادله را متقارن میکند
symmetrizes the design
طراحی را متقارن میکند
symmetrizes the layout
چیدمان را متقارن میکند
symmetrizes the structure
ساختار را متقارن میکند
symmetrizes the shape
شکل را متقارن میکند
the mathematician symmetrizes the equation to simplify the problem.
محقق ریاضی معادله را متقارن میکند تا مشکل را سادهتر کند.
in physics, one often symmetrizes the potential energy to find equilibrium.
در فیزیک، اغلب انرژی پتانسیل را متقارن میکنند تا به تعادل برسند.
she symmetrizes the design to create a more aesthetically pleasing look.
او طرح را متقارن میکند تا ظاهری زیباتر و دلپذیرتر ایجاد کند.
the artist symmetrizes the elements in the painting for balance.
هنرمند عناصر موجود در نقاشی را برای ایجاد تعادل متقارن میکند.
to analyze the data, the researcher symmetrizes the variables.
برای تجزیه و تحلیل دادهها، محقق متغیرها را متقارن میکند.
the algorithm symmetrizes the input to enhance performance.
الگوریتم ورودی را متقارن میکند تا عملکرد را بهبود بخشد.
in geometry, one symmetrizes the shapes to find congruence.
در هندسه، شکلها را متقارن میکنند تا همریختی را پیدا کنند.
the team symmetrizes the layout of the website for better user experience.
تیم طرحبندی وبسایت را برای بهبود تجربه کاربر متقارن میکند.
he symmetrizes the arguments in his essay to present a fair viewpoint.
او استدلالهای مقاله خود را متقارن میکند تا دیدگاهی منصفانه ارائه دهد.
the architect symmetrizes the building's facade for visual harmony.
معمار نمای ساختمان را برای ایجاد هماهنگی بصری متقارن میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید