symphysis

[ایالات متحده]/ˈsɪm.fɪ.sɪs/
[بریتانیا]/ˈsɪm.fɪ.sɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مفصل که در آن دو استخوان به هم می‌پیوندند؛ ادغام استخوان‌ها یا بخش‌ها در بدن؛ اتحاد بخش‌ها در گیاهان
Word Forms
جمعsymphyses

عبارات و ترکیب‌ها

pubic symphysis

مهار شرمگاهی

symphysis pubis

مهار شرمگاهی

mandibular symphysis

مهار دندان‌قاعده

symphysis menti

مهار چانه

symphysis of pelvis

مهار لگن

symphysis joint

مفصل مِهر

symphysis function

عملکرد مِهر

symphysis injury

آسیب مِهر

symphysis repair

ترمیم مِهر

symphysis anatomy

آناتومی مِهر

جملات نمونه

the symphysis pubis is a cartilaginous joint in the pelvis.

سیمفیز پوبیس یک مفصل غضروفی در لگن است.

during pregnancy, the symphysis can become more flexible.

در دوران بارداری، سیمفیز ممکن است انعطاف پذیرتر شود.

doctors often examine the symphysis for signs of injury.

پزشکان اغلب سیمفیز را برای علائم آسیب بررسی می کنند.

symphysis dysfunction can lead to pelvic pain.

اختلال در سیمفیز می تواند منجر به درد لگن شود.

the symphysis is crucial for maintaining pelvic stability.

سیمفیز برای حفظ ثبات لگن بسیار مهم است.

physical therapy can help alleviate symphysis-related discomfort.

فیزیوتراپی می تواند به کاهش ناراحتی مرتبط با سیمفیز کمک کند.

injuries to the symphysis may require surgical intervention.

آسیب به سیمفیز ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد.

the symphysis is located at the front of the pelvic girdle.

سیمفیز در قسمت جلوی کمربند لگن قرار دارد.

radiologists assess the symphysis in pelvic imaging.

متخصصان رادیولوژی سیمفیز را در تصویربرداری لگن ارزیابی می کنند.

understanding the function of the symphysis is important in anatomy.

درک عملکرد سیمفیز در آناتومی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید