syncretized

[ایالات متحده]/ˈsɪŋkrəˌtaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɪŋkrəˌtaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترکیب کردن باورها یا شیوه‌های مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

syncretized beliefs

اعتقادات تلفیقی

syncretized cultures

فرهنگ‌های تلفیقی

syncretized practices

الگوهای تلفیقی

syncretized traditions

تقاليدهای تلفیقی

syncretized systems

سيستم‌های تلفیقی

syncretized ideas

ایده‌های تلفیقی

syncretized philosophies

فلسفه‌های تلفیقی

syncretized approaches

رویکردهای تلفیقی

syncretized languages

زبان‌های تلفیقی

syncretized theories

تئوری‌های تلفیقی

جملات نمونه

the two cultures have syncretized over centuries.

دو فرهنگ در طول قرن‌ها با هم ترکیب شده‌اند.

her beliefs were syncretized from various philosophies.

اعتقادات او از فلسفه‌های مختلف ترکیب شده بود.

the artist syncretized traditional and modern techniques.

هنرمند تکنیک‌های سنتی و مدرن را با هم ترکیب کرد.

many religions have syncretized elements from each other.

بسیاری از ادیان عناصری را از یکدیگر ترکیب کرده‌اند.

the cuisine syncretized flavors from different regions.

آشپزی طعم‌های مختلف از مناطق مختلف را با هم ترکیب کرد.

his music syncretized various genres seamlessly.

موسیقی او ژانرهای مختلف را به طور یکپارچه با هم ترکیب کرد.

the festival syncretized traditions from multiple communities.

جشنواره سنت‌های مختلف از جوامع متعدد را با هم ترکیب کرد.

her approach syncretized science and spirituality.

رویکرد او علم و معنویت را با هم ترکیب کرد.

the philosophy syncretized eastern and western thought.

فلسفه تفکرات شرقی و غربی را با هم ترکیب کرد.

the design syncretized modern aesthetics with historical elements.

طراحی زیبایی‌شناسی مدرن را با عناصر تاریخی ترکیب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید