syndicats

[ایالات متحده]/ˈsɪndɪkæt/
[بریتانیا]/ˈsɪndɪkæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتحادیه کارگری

عبارات و ترکیب‌ها

trade syndicat

انجمن تجاری

syndicat leader

رهبر سندیکا

syndicat agreement

توافق سندیکا

syndicat members

اعضای سندیکا

syndicat rights

حقوق سندیکا

syndicat meeting

جلسه سندیکا

syndicat action

اقدام سندیکا

syndicat support

حمایت سندیکا

syndicat benefits

مزایای سندیکا

syndicat structure

ساختار سندیکا

جملات نمونه

the workers formed a syndicat to protect their rights.

کارگران یک سندیکا برای محافظت از حقوق خود تشکیل دادند.

the syndicat negotiated better wages for its members.

سندیکا حقوق و دستمزد بهتری را برای اعضای خود مذاکره کرد.

joining a syndicat can provide legal support.

پیوستن به یک سندیکا می تواند از حمایت قانونی برخوردار شود.

the syndicat organized a strike to demand safer working conditions.

سندیکا یک اعتصاب برای درخواست شرایط کار ایمن تر سازماندهی کرد.

many employees are encouraged to join a syndicat.

بسیاری از کارمندان تشویق می شوند به یک سندیکا بپیوندند.

the syndicat represents various professions in the industry.

سندیکا مشاغل مختلف در صنعت را نمایندگی می کند.

she is an active member of the local syndicat.

او یک عضو فعال سندیکای محلی است.

the syndicat held a meeting to discuss upcoming changes.

سندیکا یک جلسه برای بحث در مورد تغییرات آتی برگزار کرد.

they rely on the syndicat for collective bargaining.

آنها برای مذاکره جمعی به سندیکا تکیه می کنند.

the syndicat aims to improve workplace conditions.

هدف سندیکا بهبود شرایط کاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید