synonymous

[ایالات متحده]/sɪˈnɒnɪməs/
[بریتانیا]/sɪˈnɑːnɪməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای همان یا تقریبا همان معنی؛ به شدت مرتبط یا معادل در معنی.

عبارات و ترکیب‌ها

synonymous with

معادل

جملات نمونه

aggression is often taken as synonymous with violence.

اغلب پرخاشگری به عنوان مترادف خشونت تلقی می‌شود.

His deeds had made his name synonymous with victory.

اقدامات او باعث شده بود که نامش مترادف با پیروزی شود.

Bob Marley, ganja, dreadlocks, cliff jumping and Montego Bay are all synonymous with Jamaica.

باب مارلی، گanja، موهای دره، پریدن از صخره و مونتگو بی، همگی مترادف با جامائیکا هستند.

The Factors Shaping Synonymous Codon Usage in the Genome of Burkholderia mallei.

عوامل شکل‌دهنده به کاربرد کودون‌های مترادف در ژنوم بورخاردیا مالی

hard work is synonymous with success

کار سخت مترادف با موفقیت است.

patience is synonymous with virtue

صبر مترادف با فضیلت است.

trust is synonymous with reliability

اعتماد مترادف با قابلیت اطمینان است.

happiness is synonymous with contentment

خوشحالی مترادف با رضایت است.

leadership is synonymous with influence

رهبری مترادف با نفوذ است.

creativity is synonymous with innovation

خلاقیت مترادف با نوآوری است.

loyalty is synonymous with commitment

وفاداری مترادف با تعهد است.

education is synonymous with knowledge

آموزش مترادف با دانش است.

peace is synonymous with harmony

صلح مترادف با هماهنگی است.

kindness is synonymous with compassion

مهربانی مترادف با شفقت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید