syntagma

[ایالات متحده]/sɪnˈtæɡmə/
[بریتانیا]/sɪnˈtæɡmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد ساختاری در زبان یا گرامر
Word Forms
جمعsyntagmas

عبارات و ترکیب‌ها

syntagma structure

ساختار سینتاگما

syntagma analysis

تجزیه و تحلیل سینتاگما

syntagma type

نوع سینتاگما

syntagma unit

واحد سینتاگما

syntagma function

عملکرد سینتاگما

syntagma theory

نظریه سینتاگما

syntagma category

دسته‌بندی سینتاگما

syntagma level

سطح سینتاگما

syntagma element

عنصر سینتاگما

syntagma relationship

ارتباط سینتاگما

جملات نمونه

understanding the syntagma is crucial in linguistics.

درک ساختار معنایی در زبان‌شناسی بسیار مهم است.

a syntagma can consist of one or more words.

یک ساختار معنایی می‌تواند از یک یا چند کلمه تشکیل شده باشد.

in syntax, the syntagma plays a key role.

در نحو، ساختار معنایی نقش کلیدی ایفا می‌کند.

she analyzed the syntagma in the sentence.

او ساختار معنایی را در جمله تجزیه و تحلیل کرد.

the syntagma can change meaning based on context.

معنای ساختار معنایی می‌تواند بر اساس متن تغییر کند.

he wrote a paper on the importance of syntagma.

او مقاله‌ای در مورد اهمیت ساختار معنایی نوشت.

each syntagma has its own grammatical function.

هر ساختار معنایی تابع گرامری خاص خود را دارد.

learning about syntagma helps improve language skills.

یادگیری در مورد ساختار معنایی به بهبود مهارت‌های زبانی کمک می‌کند.

the teacher explained the concept of syntagma clearly.

معلم مفهوم ساختار معنایی را به وضوح توضیح داد.

in her speech, she used various syntagmas effectively.

او در سخنرانی خود از ساختارهای معنایی مختلف به طور موثر استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید