tabled

[ایالات متحده]/ˈteɪbld/
[بریتانیا]/ˈteɪbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داده‌ها را در یک جدول مرتب کردن; بررسی یک موضوع را به تعویق انداختن; به هم نزدیک کردن
adj. مربوط به جدول
n. یک قطعه مبلمان با سطح صاف و یک یا چند پا; یک ترتیب سیستماتیک از داده‌ها; یک لایه صاف از خاک یا سنگ; یک نام خانوادگی; (رومی) یک نام

عبارات و ترکیب‌ها

tabled motion

حرکت تعلیق‌شده

tabled report

گزارش تعلیق‌شده

tabled proposal

پیشنهاد تعلیق‌شده

tabled discussion

بحث تعلیق‌شده

tabled issue

مسئله تعلیق‌شده

tabled agenda

بخش‌بندی تعلیق‌شده

tabled items

موارد تعلیق‌شده

tabled document

سند تعلیق‌شده

tabled resolution

تصمیم تعلیق‌شده

tabled plan

برنامه تعلیق‌شده

جملات نمونه

the proposal was tabled for discussion at the next meeting.

پیشنهاد برای بحث در جلسه بعدی مطرح شد.

they tabled the motion to increase the budget.

آنها پیشنهاد افزایش بودجه را مطرح کردند.

the committee tabled several recommendations for improvement.

کمیته چندین توصیه برای بهبود را مطرح کرد.

after much debate, the issue was finally tabled.

پس از بحث‌های فراوان، این موضوع سرانجام مطرح شد.

the new policy was tabled by the administration.

سیاست جدید توسط اداره مطرح شد.

she tabled her research findings for review.

او یافته‌های تحقیقاتی خود را برای بررسی مطرح کرد.

the board tabled the decision until further notice.

هیئت تصمیم را تا اطلاع بعدی به تعویق انداخت.

we tabled our concerns during the discussion.

نگرانی‌های خود را در طول بحث مطرح کردیم.

the report was tabled, but no action was taken.

گزارش مطرح شد، اما هیچ اقدامی انجام نشد.

the suggestion was tabled for consideration next week.

پیشنهاد برای بررسی هفته آینده مطرح شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید