tablespoonfuls

[ایالات متحده]/ˈteɪblspuːnˌfʊlz/
[بریتانیا]/ˈteɪblspuːnˌfʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قاشق پر از قاشق غذاخوری

عبارات و ترکیب‌ها

two tablespoonfuls

دو قاشق غذاخوری

three tablespoonfuls

سه قاشق غذاخوری

one tablespoonful

یک قاشق غذاخوری

four tablespoonfuls

چهار قاشق غذاخوری

five tablespoonfuls

پنج قاشق غذاخوری

half tablespoonfuls

نصف قاشق غذاخوری

tablespoonfuls of sugar

قاشق غذاخوری شکر

tablespoonfuls of salt

قاشق غذاخوری نمک

tablespoonfuls of water

قاشق غذاخوری آب

tablespoonfuls of oil

قاشق غذاخوری روغن

جملات نمونه

she added three tablespoonfuls of sugar to the recipe.

او سه قاشق غذاخوری شکر به دستور العمل اضافه کرد.

mix two tablespoonfuls of olive oil with the vinegar.

دو قاشق غذاخوری روغن زیتون را با سرکه مخلوط کنید.

he took four tablespoonfuls of the medicine every day.

او هر روز چهار قاشق غذاخوری از دارو مصرف کرد.

for the sauce, use five tablespoonfuls of soy sauce.

برای سس، از پنج قاشق غذاخوری سس سویا استفاده کنید.

she measured out two tablespoonfuls of flour for the cake.

او دو قاشق غذاخوری آرد برای کیک اندازه گیری کرد.

he added three tablespoonfuls of butter to the mixture.

او سه قاشق غذاخوری کره به مخلوط اضافه کرد.

use one tablespoonfuls of salt to season the dish.

برای طعم دادن به غذا از یک قاشق غذاخوری نمک استفاده کنید.

the recipe calls for two tablespoonfuls of lemon juice.

دستور العمل نیاز به دو قاشق غذاخوری آب لیمو دارد.

she scooped out three tablespoonfuls of ice cream for dessert.

او سه قاشق غذاخوری بستنی برای دسر scoop کرد.

he recommended adding four tablespoonfuls of herbs for flavor.

او توصیه کرد برای طعم دادن چهار قاشق غذاخوری گیاهان اضافه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید