indelicate

[ایالات متحده]/ɪn'delɪkət/
[بریتانیا]/ɪn'dɛlɪkət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد ظرافت؛ غیر مؤدب؛ توهین‌آمیز؛ خشن

جملات نمونه

an earthy, often indelicate sense of humour.

یک حس شوخ‌طبعی زمینی و اغلب بی‌ادبانه

She bridled at the indelicate suggestion.

او در برابر پیشنهاد غیرمحترمانه واکنش نشان داد.

language unbecoming to a gentleman. What isunseemly or indelicate is in gross violation of good taste;

زبانی نامناسب برای یک جنتلمن. آنچه غیرمتعارف یا زننده است، نقض آشکار سلیقه خوب است.

His indelicate remark hurt her feelings.

اظهار نظر زننده او باعث رنجش احساسات او شد.

forgive me asking an indelicate question, but how are you off for money?.

ببخشید که سوال زننده‌ای می‌پرسم، اما وضعیت مالی شما چگونه است؟

When barkeeper sees difficult elder brother make indelicate motion every time, them two people evict a hotel.

وقتی که بارتندر برادر بزرگسال مشکل دار را می بیند که هر بار حرکت زننده ای انجام می دهد، آن دو نفر یک هتل را اخراج می کنند.

First Desire Serenade Indelicate green morning, I will be a heart.A heart.In mature night, I will be a yellowhammer.A yellowhammer.

سرنوشت اول، سرناد میل، صبح سبز زننده، من یک قلب خواهم بود. یک قلب. در شب بلوغ، من یک چلچله زرد خواهم بود. یک چلچله زرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید