tactually aware
آگاه به لمس
tactually stimulated
تحت تاثیر لمس
tactually perceived
درک شده از طریق لمس
tactually engaged
درگیر با لمس
tactually responsive
واکنش گرا به لمس
tactually informed
اطلاع رسانی شده از طریق لمس
tactually explored
اکتشاف شده از طریق لمس
tactually focused
متمرکز بر لمس
tactually connected
متصل به لمس
tactually enhanced
تقویت شده از طریق لمس
she tactually understands the needs of her clients.
او به طور واقعی نیازهای مشتریان خود را درک میکند.
he tactually feels the rhythm of the music.
او به طور واقعی ریتم موسیقی را احساس میکند.
they tactually experience the differences in culture.
آنها به طور واقعی تفاوتهای فرهنگی را تجربه میکنند.
the teacher tactually engages with her students.
معلم به طور واقعی با دانشآموزان خود درگیر میشود.
we tactually appreciate the beauty of nature.
ما به طور واقعی زیبایی طبیعت را قدردان هستیم.
he tactually connects with his audience during presentations.
او به طور واقعی با مخاطبان خود در طول ارائه ارتباط برقرار میکند.
she tactually navigates through difficult situations.
او به طور واقعی از طریق موقعیتهای دشوار عبور میکند.
the team tactually collaborates on the project.
تیم به طور واقعی روی پروژه همکاری میکند.
they tactually resolve conflicts among themselves.
آنها به طور واقعی مناقشات را در بین خود حل میکنند.
he tactually learns from his mistakes.
او به طور واقعی از اشتباهات خود درس میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید