| جمع | tads |
a tad
کمی
a tad more
کمی بیشتر
just a tad
فقط کمی
tad bit
کمی
tad too much
خیلی زیاد
tad late
دیر
Mark looked a tad embarrassed.
مارک کمی شرمنده به نظر می رسید.
crumpets sweetened with a tad of honey.
نانهای کوچک شیرین با کمی عسل.
a tad chilly outside
هوا کمی سرد بود.
a tad too much sugar
کمی شکر زیادی بود.
a tad nervous before the presentation
قبل از ارائه کمی عصبی بودم.
a tad late for the meeting
برای جلسه کمی دیر رسیدم.
a tad difficult to understand
کمی درک آن دشوار بود.
a tad too big for me
برای من کمی بزرگ بود.
a tad expensive for my budget
برای بودجه من کمی گران بود.
a tad skeptical about the plan
در مورد برنامه کمی شک داشتم.
a tad tired after the long day
بعد از روز طولانی کمی خسته بودم.
a tad
کمی
a tad more
کمی بیشتر
just a tad
فقط کمی
tad bit
کمی
tad too much
خیلی زیاد
tad late
دیر
Mark looked a tad embarrassed.
مارک کمی شرمنده به نظر می رسید.
crumpets sweetened with a tad of honey.
نانهای کوچک شیرین با کمی عسل.
a tad chilly outside
هوا کمی سرد بود.
a tad too much sugar
کمی شکر زیادی بود.
a tad nervous before the presentation
قبل از ارائه کمی عصبی بودم.
a tad late for the meeting
برای جلسه کمی دیر رسیدم.
a tad difficult to understand
کمی درک آن دشوار بود.
a tad too big for me
برای من کمی بزرگ بود.
a tad expensive for my budget
برای بودجه من کمی گران بود.
a tad skeptical about the plan
در مورد برنامه کمی شک داشتم.
a tad tired after the long day
بعد از روز طولانی کمی خسته بودم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید