tagalong

[ایالات متحده]/ˈtæɡ.ə.lɒŋ/
[بریتانیا]/ˈtæɡ.ə.lɔːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیرو؛ شخصی که دیگران را تقلید می‌کند
adj. به طور نزدیک در حال دنبال کردن
Word Forms
جمعtagalongs

عبارات و ترکیب‌ها

tagalong friend

دوست همراه

tagalong kid

کودک همراه

tagalong dog

سگ همراه

tagalong partner

همکار همراه

tagalong sibling

خواهر یا برادر همراه

tagalong guest

مهمان همراه

tagalong student

دانش آموز همراه

tagalong group

گروه همراه

tagalong visitor

بازدید کننده همراه

tagalong family

خانواده همراه

جملات نمونه

she always likes to tagalong when her friends go shopping.

او همیشه دوست دارد وقتی که دوستانش برای خرید می‌روند، همراهشان باشد.

it's fine if you want to tagalong to the concert.

اگر می‌خواهید به کنسرت بروید، اشکالی ندارد.

he was a bit of a tagalong during our road trip.

او در طول سفر جاده‌ای ما کمی همراه بود.

don't be a tagalong; join us in the activity!

همراه نشوید؛ در فعالیت با ما همراه شوید!

my little brother loves to tagalong on my adventures.

برادر کوچکم عاشق همراه شدن با من در ماجراجویی‌هایم است.

she felt like a tagalong at the party since she didn't know anyone.

او در مهمانی احساس کرد که همراه است زیرا هیچ‌کس را نمی‌شناخت.

they didn't mind if i wanted to tagalong to their meeting.

آنها مهم نبود که آیا می‌خواهم به جلسه آنها بروم یا نه.

he always seems to tagalong whenever there's free food.

او همیشه به نظر می‌رسد که هر وقت غذای رایگان وجود دارد، همراه می‌شود.

tagalong friends can sometimes be a little annoying.

دوستان همراه گاهی اوقات می‌توانند کمی آزاردهنده باشند.

she invited her tagalong cousin to the family gathering.

او پسر عموی همراهش را به جمع خانوادگی دعوت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید