sidekick

[ایالات متحده]/'saɪdkɪk/
[بریتانیا]/ˈsaɪdˌkɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همدم، شریک

جملات نمونه

classic england grillwork,casual hood,special sidekick,fashion design,a unique style

طراحی درب جلو کلاسیک انگلستان، هود معمولی، دستیار ویژه، طراحی مد، یک سبک منحصر به فرد

Batman's sidekick Robin helps him fight crime in Gotham City.

این دستیار بتمن، رابین، به او کمک می‌کند تا در شهر گاتهام با جرم و جنایت مبارزه کند.

Sherlock Holmes often relies on his loyal sidekick Dr. Watson to solve cases.

شرلوک هلمز اغلب به دستیار وفادار خود، دکتر واتسون، برای حل پرونده‌ها متکی است.

The superhero had a trusty sidekick who provided comic relief in dangerous situations.

قهرمان ابرقدرت یک دستیار مورد اعتماد داشت که در شرایط خطرناک، خنده و سرگرمی را فراهم می‌کرد.

The evil villain always had a cunning sidekick to help carry out his wicked plans.

شرور خبیث همیشه یک دستیار حیله‌گر داشت تا به اجرای نقشه‌های شیطانی‌اش کمک کند.

The duo worked together as a dynamic sidekick team, complementing each other's strengths and weaknesses.

این دو نفر به عنوان یک تیم پویا از دستیاران با هم کار می‌کردند و نقاط قوت و ضعف یکدیگر را تکمیل می‌کردند.

In many action movies, the main character is often accompanied by a loyal sidekick for support.

در بسیاری از فیلم‌های اکشن، شخصیت اصلی اغلب با یک دستیار وفادار برای حمایت همراه است.

The sidekick's witty remarks added humor to the serious conversation.

اظهارات بامزه دستیار، طنز را به مکالمه جدی اضافه کرد.

The sidekick's bravery inspired the main character to face their fears and overcome challenges.

شجاعت دستیار، شخصیت اصلی را تشویق کرد تا با ترس‌های خود روبرو شود و بر چالش‌ها غلبه کند.

The sidekick's loyalty never wavered, even in the face of danger.

وفاداری دستیار حتی در مواجهه با خطر نیز کم‌رنگ نشده بود.

The sidekick played a crucial role in the success of the mission, providing valuable support and assistance.

دستیار نقش مهمی در موفقیت مأموریت ایفا کرد و از حمایت و کمک ارزشمند برخوردار بود.

نمونه‌های واقعی

Whoa! Call me a sidekick one more time!

وای! دوباره به من بگید دستیار!

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

I'm not signing on to be a sidekick.

من برای اینکه دستیار باشم قرارداد امضا نمی‌کنم.

منبع: Arrow Season 1

My whole life, I've been a sidekick.

تمام عمرم دستیار بوده‌ام.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Might make me his new sidekick?

آیا ممکن است من دستیار جدیدش باشم؟

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Are you psyched to fight crime with your robot sidekick?

آیا از مبارزه با جرم و جنایت با دستیار رباتیک خود هیجان‌زده هستید؟

منبع: Friends Season 6

You're the dorky sidekick, not me.

تو دستیار عجیب و غریبی، نه من.

منبع: Modern Family - Season 05

I've lost a husband, but I've gained a gay sidekick.

همسرم را از دست دادم، اما یک دستیار همجنس‌گرا به دست آوردم.

منبع: Deadly Women

Leonard, settle this. Of the two of us, who's the obvious sidekick?

لئونارد، این را حل کن. از بین ما دو نفر، کدام یک به وضوح دستیار است؟

منبع: The Big Bang Theory Season 4

And now I have a gay sidekick...who's setting gay rights back, like, a hundred years.

و حالا من یک دستیار همجنس‌گرا دارم...که حقوق همجنس‌گرایان را صد سال به عقب می‌برد.

منبع: Movie trailer screening room

Mortys are raised to be sidekicks.

مرتی‌ها برای اینکه دستیار باشند بزرگ می‌شوند.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید