tailenders

[ایالات متحده]/ˈteɪlˌɛndə/
[بریتانیا]/ˈteɪlˌɛndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آخرین شخص یا چیز در یک مسابقه یا رقابت

عبارات و ترکیب‌ها

tailender team

تیم دم‌گیر

tailender position

موقعیت دم‌گیر

tailender status

وضعیت دم‌گیر

tailender runner

دویدن دم‌گیر

tailender player

بازیکن دم‌گیر

tailender finish

پایان دم‌گیر

tailender group

گروه دم‌گیر

tailender athlete

ورزشکار دم‌گیر

tailender category

دسته‌بندی دم‌گیر

tailender performance

عملکرد دم‌گیر

جملات نمونه

the team was struggling, often finishing as the tailender in the tournament.

تیم در حال دست و پا زدن بود و اغلب در مسابقات در رتبه آخر قرار می گرفت.

as a tailender, he was often overlooked by the coach.

به عنوان یک نفر آخر، اغلب توسط مربی نادیده گرفته می شد.

the tailender of the race had a tough time keeping up.

نفر آخر مسابقه در حفظ سرعت مشکل داشت.

being a tailender means you have to work harder to prove yourself.

نفر آخر بودن به این معناست که باید سخت تر تلاش کنید تا خودتان را ثابت کنید.

in the classroom, the tailender often feels discouraged.

در کلاس درس، نفر آخر اغلب احساس ناامیدی می کند.

the tailender in the group project contributed the least.

نفر آخر در پروژه گروهی کمترین سهم را داشت.

he was always the tailender in his class, struggling with grades.

او همیشه نفر آخر کلاسش بود و در نمرات مشکل داشت.

as a tailender, she learned to be resilient and persistent.

به عنوان یک نفر آخر، یاد گرفت که انعطاف پذیر و پیگیر باشد.

the tailender position can be challenging but also rewarding.

موقعیت نفر آخر می تواند چالش برانگیز اما در عین حال پاداش دهنده باشد.

he embraced his role as a tailender, using it as motivation.

او نقش خود را به عنوان نفر آخر پذیرفت و از آن به عنوان انگیزه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید