taille

[ایالات متحده]/tæɪl/
[بریتانیا]/teɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (مالیات فئودالی که توسط پادشاهان و لردهای فرانسوی جمع‌آوری می‌شود)
Word Forms
جمعtailles

عبارات و ترکیب‌ها

taille de

اندازه

taille fine

سایز کوچک

grande taille

سایز بزرگ

petite taille

سایز کوچک

taille haute

سایز بلند

taille standard

سایز استاندارد

taille ajustée

سایز فیت

taille unique

سایز یکسان

taille réelle

سایز واقعی

taille de vêtement

سایز لباس

جملات نمونه

her taille is quite impressive.

قد او بسیار چشمگیر است.

he prefers clothes that fit his taille perfectly.

او ترجیح می دهد لباس هایی بپوشد که به طور کامل با قد او مطابقت داشته باشد.

she measures her taille regularly.

او به طور منظم قد خود را اندازه گیری می کند.

finding the right taille can be challenging.

پیدا کردن قد مناسب می تواند چالش برانگیز باشد.

her taille is a topic of discussion among her friends.

قد او موضوع بحث بین دوستانش است.

he has a unique taille that stands out.

او قد منحصر به فردی دارد که متمایز است.

many fashion designers focus on taille.

بسیاری از طراحان مد بر قد تمرکز می کنند.

she wore a dress that accentuated her taille.

او لباسی پوشید که قد او را برجسته می کرد.

her taille is often admired by others.

قد او اغلب مورد تحسین دیگران است.

he is conscious of his taille when choosing outfits.

او هنگام انتخاب لباس از قد خود آگاه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید