taintings

[ایالات متحده]/ˈteɪntɪŋz/
[بریتانیا]/ˈteɪntɪŋz/

ترجمه

n. عمل یا فرایند آلوده کردن یا فساد دادن چیزی؛ ردپای یا نشانه‌های آلودگی؛ اثرات متمایز بودن آلوده شدن.

جملات نمونه

the corruption scandal brought political taintings to the administration.

پرده‌افکن شدن فساد به اداره‌ی سیاسی آسیب رساند.

historical taintings on the document made it difficult to read.

نگارش‌های تاریخی روی اسناد خواندن را دشوار کرد.

the investigation revealed suspicious taintings in the financial records.

تحقيقات نشان داد که در دفاتر مالي تغییرات مشکوک وجود دارد.

chemical taintings affected the purity of the water supply.

تغییرات شیمیایی خلوص تامین آب را تحت تأثیر قرار داد.

she tried to remove the moral taintings from her family name.

او سعی کرد تا نام خانوادگی خود را از تغییرات اخلاقی پاک کند.

the report discussed ethical taintings within the corporate culture.

گزارش در مورد تغییرات اخلاقی در فرهنگ کاری بحث کرد.

visual taintings on the painting were carefully restored by experts.

تغییرات دیداری روی نقاشی توسط متخصصان با دقت بازیابی شد.

the article exposed several reputation taintings of the celebrity.

مقاله چندین تغییرات به نام شهرت ستاره را آشکار کرد.

environmental taintings were found in the soil samples.

تغییرات محیطی در نمونه‌های خاک یافت شد.

critics pointed out narrative taintings in the author's latest book.

انتقادات تغییرات داستانی در جدیدترین کتاب نویسنده را اشاره کرد.

the committee addressed procedural taintings during the hearing.

کمیته در حین شنیدن به تغییرات روشی پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید