talentlessness

[ایالات متحده]/ˈtæləntləsnəs/
[بریتانیا]/ˈtæləntləsnəs/

ترجمه

n. بی‌قدرت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sheer talentlessness

خالص بی‌талент بودن

complete talentlessness

کامل بی‌талент بودن

admit talentlessness

اعتراف به بی‌талنت بودن

overcome talentlessness

پیروزی بر بی‌талنت بودن

reveal talentlessness

آشکار کردن بی‌талنت بودن

display talentlessness

نمایش بی‌талنت بودن

condemn talentlessness

تکذیب بی‌талنت بودن

acknowledge talentlessness

اعتراف به بی‌талنت بودن

despite talentlessness

با وجود بی‌талنت بودن

talentlessness manifested

بی‌талنت بودن نمایان شد

جملات نمونه

his talentlessness was evident from his first performance.

بی‌талент بودن او از اولین اجرایش آشکار بود.

the talentlessness of the band was surprising given their reputation.

بی‌талنت بودن گروه با توجه به شهرت‌شان شگفت‌آور بود.

she acknowledged her own talentlessness in the field.

او بی‌талنت بودن خود را در این زمینه می‌پذیرفت.

the talentlessness shown by the contestants was disappointing.

بی‌талنت بودن نشان داده شده توسط مسابقات‌کنندگان ناامید کننده بود.

despite his confidence, his talentlessness became clear.

هر چند او اعتماد به نفس داشت، بی‌талنت بودنش واضح شد.

the movie was criticized for its sheer talentlessness.

فیلم به دلیل بی‌талنت بودن خود مورد انتقاد قرار گرفت.

he struggled with feelings of talentlessness throughout his career.

او در طول کاریِ خود با احساس بی‌талنت بودن مبارزه می‌کرد.

the talentlessness of the proposal was obvious to everyone.

بی‌талنت بودن پیشنهاد به همه واضح بود.

her talentlessness in cooking was legendary among her friends.

بی‌талنت بودن او در پخت‌پزی در میان دوستانش شهرت داشت.

the competition revealed the talentlessness of several participants.

مسابقه بی‌талنت بودن چندین شرکت‌کننده را آشکار کرد.

he confronted his talentlessness and decided to improve.

او با بی‌талنت بودن خود مواجه شد و تصمیم گرفت بهبود بیابد.

the talentlessness displayed by the team was embarrassing.

بی‌талنت بودن نشان داده شده توسط تیم محرج بود.

her talentlessness at public speaking was well-known.

بی‌талنت بودن او در سخنرانی عمومی خوب شناخته شده بود.

the artist's talentlessness surprised the critics.

بی‌талنت بودن هنرمند منتقدان را شگفت‌انگیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید