tallien

[ایالات متحده]/ˈtæliən/
[بریتانیا]/ˈtæliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خاص؛ یک نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعtalliens

عبارات و ترکیب‌ها

tallien said

تالیєن گفت

tallien's decree

فرمان تالیєن

tallien emerged

تالیєن ظهور کرد

tallien led

تالیєن رهبری کرد

tallien rose

تالیєن بالا آمد

tallien fell

تالیєن سقوط کرد

the tallien

تالیєن

tallien proclaimed

تالیєن اعلام کرد

tallien opposed

تالیєن مخالفت کرد

tallien supported

تالیєن حمایت کرد

جملات نمونه

the researcher decided to tallien the suspect through the crowded marketplace.

پژوهشگر تصمیم گرفت تا مشکوک را از طریق بازار پرجمعیت دنبال کند.

documentary filmmakers often tallien their subjects for months before capturing the final footage.

کارگیران فیلم مستند اغلب ماهیت خود را به مدت چند ماه دنبال می کنند قبل از ضبط فیلم نهایی.

private investigators are trained to tallien individuals without being detected.

تحقيقات خصوصي به گونه ای آموزش دیده اند که افراد را بدون اینکه شناسایی شوند دنبال کنند.

the journalist began to tallien the politician after receiving anonymous tips about corruption.

خبرنگار پس از دریافت اطلاعات ناشناس درباره فساد، شروع به دنبال کردن سیاستمدار کرد.

wildlife photographers must tallien animals carefully to get the perfect shot.

فotografان حیات وحش باید حیوانات را با دقت دنبال کنند تا عکس ایده آل را به دست آورند.

the detective assigned to tallien the mastermind discovered a hidden network of contacts.

دستیاری که به دنبال کردن مخترع اصلی منصوب شده بود، یک شبکه پنهانی ارتباطات را کشف کرد.

scientists tallien migratory patterns by attaching gps trackers to the birds.

دانشمندان الگوهای مهاجرت را با اتصال دستگاه ردیابی GPS به پرندگان دنبال می کنند.

journalists who tallien breaking news stories often work around the clock.

خبرنگارانی که اخبار شکسته را دنبال می کنند، اغلب به طور مداوم کار می کنند.

the spy was ordered to tallien the double agent until concrete evidence emerged.

کارآگاه دستور داده شد تا دوچنبر را دنبال کند تا زمانی که شواهد ملموس ظاهر شود.

researchers who tallien social trends can predict consumer behavior accurately.

پژوهشگرانی که روندهای اجتماعی را دنبال می کنند، می توانند رفتار مصرف کنندگان را به طور دقیق پیش بینی کنند.

police units tallien the fleeing vehicle through city streets at high speed.

واحدهای پلیس به سرعت از طریق خیابان های شهر به دنبال خودروی فرار می باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید