tamagotchi

[ایالات متحده]/ˌtæməˈɡɒtʃi/
[بریتانیا]/ˌtæməˈɡɑːtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه الکترونیکی کوچک قابل حمل برای پرورش حیوان خانوادگی مجازی یا یک بازی

جملات نمونه

i used to raise a tamagotchi when i was a kid.

من یک تاماگوچی پرورش می‌دادم وقتی کودک بودم.

my tamagotchi just died and i'm sad.

تاماگوچی من فوت کرد و من غمگین هستم.

i need to feed my tamagotchi before school.

من باید تاماگوچی من را قبل از مدرسه غذا بدهم.

tamagotchi pets require constant attention.

پرورش دادن تاماگوچی نیاز به توجه مداوم دارد.

the tamagotchi screen is very small.

صفحه تاماگوچی بسیار کوچک است.

i forgot to check my tamagotchi and it got sick.

من فراموش کردم تاماگوچی من را بررسی کنم و آن بیمار شد.

tamagotchi virtual pets were very popular in the 90s.

پرورش دادن مجازی تاماگوچی در دهه ۹۰ بسیار محبوب بود.

you have to clean up after your tamagotchi.

شما باید پس از تاماگوچی خود تمیز کنید.

my tamagotchi evolved into a new form.

تاماگوچی من به یک فرم جدید تکامل یافت.

i saved my tamagotchi game progress.

من پیشرفت بازی تاماگوچی من را ذخیره کردم.

the tamagotchi battery lasted for weeks.

باتری تاماگوچی برای هفته‌ها پایدار بود.

i brought a new tamagotchi from the store.

من یک تاماگوچی جدید را از فروشگاه آوردتم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید