tamarind

[ایالات متحده]/ˈtæmərɪnd/
[بریتانیا]/ˈtæmərɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درختی گرمسیری که میوه‌ای به شکل غلاف با گوشت خوراکی تولید می‌کند؛ میوه درخت تمرهند، که در آشپزی و پزشکی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tamarind juice

آب تمر هندی

tamarind paste

خمیر تمر هندی

tamarind candy

شیرینی تمر هندی

tamarind chutney

چاتنی خ dates

tamarind sauce

سس تمر هندی

tamarind leaves

برگ‌های تمر هندی

tamarind tree

درخت تمر هندی

tamarind flavor

طعم تمر هندی

tamarind extract

عصاره تمر هندی

tamarind seeds

دانه‌های تمر هندی

جملات نمونه

she added tamarind to the sauce for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، خرمالو را به سس اضافه کرد.

tamarind can be used to make refreshing drinks.

می‌توان از خرمالو برای تهیه نوشیدنی‌های خنک‌کننده استفاده کرد.

he enjoys tamarind candy as a sweet treat.

او از آب‌نبات خرمالو به عنوان یک خوراکی شیرین لذت می‌برد.

tamarind paste is a key ingredient in many asian dishes.

خمیر خرمالو یک ماده اصلی در بسیاری از غذاهای آسیایی است.

you can find tamarind in the spice aisle of the grocery store.

می‌توانید خرمالو را در راهرو ادویه فروشی سوپرمارکت پیدا کنید.

tamarind has a unique sweet and sour taste.

خرمالو طعم شیرین و ترش منحصر به فردی دارد.

she loves to cook with tamarind in her curries.

او عاشق پخت غذاهای کاری با خرمالو است.

tamarind is often used in chutneys and sauces.

اغلب از خرمالو در چاتنی‌ها و سس‌ها استفاده می‌شود.

many people use tamarind for its health benefits.

بسیاری از مردم از خرمالو به دلیل فواید سلامتی آن استفاده می‌کنند.

tamarind can be found in both fresh and dried forms.

می‌توان خرمالو را به صورت تازه و خشک پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید