tameable

[ایالات متحده]/ˈteɪməbl/
[بریتانیا]/ˈteɪməbl/

ترجمه

adj. قابل اهلی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

tameable animal

حیوان رام کردنی

tameable pet

حیوان خانگی رام کردنی

tameable creature

موجود رام کردنی

tameable species

گونه رام کردنی

tameable horse

اسب رام کردنی

tameable bird

پرنده رام کردنی

tameable fish

ماهی رام کردنی

tameable reptile

مارمولک رام کردنی

tameable wildlife

حیات وحش رام کردنی

tameable beast

وحش رام کردنی

جملات نمونه

some wild animals are surprisingly tameable.

برخی از حیوانات وحشی به طور شگفت انگیزی رام کردنی هستند.

she has a talent for training tameable pets.

او استعداد آموزش حیوانات خانگی رام کردنی را دارد.

not all creatures are tameable; some are too aggressive.

همه موجودات رام کردن‌پذیر نیستند؛ برخی بیش از حد تهاجمی هستند.

the trainer specializes in tameable exotic animals.

آن مربی در آموزش حیوانات وحشی رام کردنی تخصص دارد.

it's important to know which animals are tameable.

دانستن کدام حیوانات رام کردن‌پذیر هستند مهم است.

he believes that even the fiercest beasts can be tameable.

او معتقد است که حتی وحشی‌ترین حیوانات نیز می‌توانند رام شوند.

they are researching which species are most tameable.

آنها در حال تحقیق هستند که کدام گونه‌ها بیشتر رام کردن‌پذیر هستند.

training a tameable animal requires patience and skill.

آموزش یک حیوان رام کردنی نیاز به صبر و مهارت دارد.

the concept of tameable wildlife is fascinating.

مفهوم حیات وحش رام کردنی جذاب است.

some pets are more tameable than others, depending on their breed.

برخی از حیوانات خانگی بیشتر از سایرین رام کردنی هستند، بسته به نژاد آنها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید