tamps down
فشارد به پایین
tamps up
فشارد به بالا
tamps in
فشارد داخل
tamps out
فشارد خارج
tamps soil
فشارد خاک
tamps down pressure
فشارد فشار به پایین
tamps material
فشارد مواد
tamps clay
فشارد خاک رس
tamps gravel
فشارد سنگریزه
tamps dirt
فشارد خاک
he tamps down the soil before planting the seeds.
او خاک را قبل از کاشتن بذرها محکم میکند.
she tamps the coffee grounds to ensure a rich flavor.
او قهوه را محکم میکند تا طعم غنیتری داشته باشد.
the worker tamps the asphalt to create a smooth surface.
کارگر آسفالت را محکم میکند تا سطح صافی ایجاد کند.
he carefully tamps the dirt around the new plants.
او با دقت خاک را دور گیاهان جدید محکم میکند.
they tamps the gravel to prepare the foundation.
آنها سنگریزه را محکم میکنند تا برای ساختن پایه آماده شود.
before laying the bricks, he tamps the sand evenly.
قبل از قرار دادن آجرها، او شن را به طور مساوی محکم میکند.
the technician tamps the insulation to improve energy efficiency.
تکنسین عایق را محکم میکند تا راندمان انرژی را بهبود بخشد.
she tamps the clay to shape the sculpture.
او خاک رس را محکم میکند تا مجسمه را شکل دهد.
the gardener tamps the compost to promote decomposition.
باغبانی کود را محکم میکند تا تجزیه را تقویت کند.
he tamps the snow to make a solid base for the snowman.
او برف را محکم میکند تا یک پایه محکم برای آدم برفی ایجاد کند.
tamps down
فشارد به پایین
tamps up
فشارد به بالا
tamps in
فشارد داخل
tamps out
فشارد خارج
tamps soil
فشارد خاک
tamps down pressure
فشارد فشار به پایین
tamps material
فشارد مواد
tamps clay
فشارد خاک رس
tamps gravel
فشارد سنگریزه
tamps dirt
فشارد خاک
he tamps down the soil before planting the seeds.
او خاک را قبل از کاشتن بذرها محکم میکند.
she tamps the coffee grounds to ensure a rich flavor.
او قهوه را محکم میکند تا طعم غنیتری داشته باشد.
the worker tamps the asphalt to create a smooth surface.
کارگر آسفالت را محکم میکند تا سطح صافی ایجاد کند.
he carefully tamps the dirt around the new plants.
او با دقت خاک را دور گیاهان جدید محکم میکند.
they tamps the gravel to prepare the foundation.
آنها سنگریزه را محکم میکنند تا برای ساختن پایه آماده شود.
before laying the bricks, he tamps the sand evenly.
قبل از قرار دادن آجرها، او شن را به طور مساوی محکم میکند.
the technician tamps the insulation to improve energy efficiency.
تکنسین عایق را محکم میکند تا راندمان انرژی را بهبود بخشد.
she tamps the clay to shape the sculpture.
او خاک رس را محکم میکند تا مجسمه را شکل دهد.
the gardener tamps the compost to promote decomposition.
باغبانی کود را محکم میکند تا تجزیه را تقویت کند.
he tamps the snow to make a solid base for the snowman.
او برف را محکم میکند تا یک پایه محکم برای آدم برفی ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید