tankage

[ایالات متحده]/ˈtæŋkɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈtæŋkɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفیت یک مخزن برای نفت یا آب؛ هزینه ذخیره‌سازی مخزن؛ ظرفیت یک دیگ یا وان؛ هزینه اجاره برای یک دیگ یا وان
Word Forms
جمعtankages

عبارات و ترکیب‌ها

tankage capacity

ظرفیت تانک

tankage system

سیستم تانک

tankage design

طراحی تانک

tankage management

مدیریت تانک

tankage installation

نصب تانک

tankage inspection

بازرسی تانک

tankage maintenance

نگهداری تانک

tankage requirements

الزامات تانک

tankage solutions

راه حل های تانک

tankage operations

عملیات تانک

جملات نمونه

the tankage capacity of the facility is impressive.

ظرفیت تانک‌ها در این تأسیسات بسیار چشمگیر است.

we need to calculate the tankage requirements for the new project.

ما باید الزامات تانک‌ها را برای پروژه جدید محاسبه کنیم.

proper tankage management is crucial for safety.

مدیریت مناسب تانک‌ها برای ایمنی بسیار مهم است.

the company invested heavily in tankage upgrades.

شرکت به طور قابل توجهی در ارتقای تانک‌ها سرمایه‌گذاری کرد.

tankage systems must be regularly inspected.

سیستم‌های تانک‌ها باید به طور منظم بازرسی شوند.

we are facing challenges with our tankage design.

ما با طراحی تانک‌ها با مشکلاتی روبرو هستیم.

tankage losses can significantly impact profits.

از دست دادن تانک‌ها می‌تواند به طور قابل توجهی بر سودآوری تأثیر بگذارد.

the tankage for the chemicals is located in the basement.

تانک‌های مواد شیمیایی در زیرزمین قرار دارند.

efficient tankage can reduce operational costs.

تانک‌های کارآمد می‌تواند هزینه‌های عملیاتی را کاهش دهد.

we need to optimize our tankage layout for better flow.

ما باید طرح‌بندی تانک‌ها را برای جریان بهتر بهینه‌سازی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید