tantalizer

[ایالات متحده]/ˈtæntəlaɪzə/
[بریتانیا]/ˈtæntəlaɪzər/

ترجمه

n. چیزی که گویا می‌کند؛ یک گویاگر یا مُعذَّب کننده که چیزی مطلوب را تنها کمی دورتر می‌گذارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

food tantalizer

جذاب کننده غذا

tantalizer menu

منو جذاب کننده

a tantalizer

یک جذاب کننده

tantalizer effect

اثر جذاب کننده

marketing tantalizer

جذاب کننده بازاریابی

senses tantalizer

جذاب کننده حسی

visual tantalizer

جذاب کننده بصری

جملات نمونه

the chocolate truffles served as a perfect tantalizer before the main course.

ترفیل چکولتی که قبل از غذای اصلی ارائه می‌شود، یک تالانتایزیدر کامل است.

the aroma of fresh baking is a delicious tantalizer that draws customers into the bakery.

بوی پختن تازه یک تالانتایزیدر لذیذ است که مشتریان را به بیکری جذب می‌کند.

this spicy appetizer acts as a tantalizer, preparing the palate for the rich main dish.

این سالاد گرم به عنوان یک تالانتایزیدر عمل می‌کند و برای چشایی را برای غذای اصلی غنی آماده می‌کند.

the food photography on the menu serves as a visual tantalizer, making every dish look irresistible.

عکس‌های غذایی در منو به عنوان یک تالانتایزیدر بصری عمل می‌کند و هر غذایی را جذاب می‌کند.

a small plate of oysters with lemon makes an elegant tantalizer for a sophisticated dinner party.

یک پلات کوچک ماهی‌گوشتی با لیمو یک تالانتایزیدر زیبایی برای یک شام پیچیده است.

the smell of grilling garlic is a sensory tantalizer that promises an unforgettable meal.

بوی سرخ کردن سیر یک تالانتایزیدر حسی است که یک غذای غیرقابل فراموش شدن را اعلام می‌کند.

this tart amuse-bouche functions as the perfect tantalizer to awaken hungry guests.

این تارت اموز بُوش به عنوان یک تالانتایزیدر کامل برای بیدار کردن مهمانان گرسنه عمل می‌کند.

the dessert menu offers several tantalizers, each more decadent than the last.

منوی دسر چندین تالانتایزیدر ارائه می‌دهد، هر کدام از آن‌ها از پیشینی‌تر لذیذ‌تر است.

a single bite of this caramelized onion tart is an olfactory tantalizer beyond compare.

یک گوشه از این تارت سیر کaramel‌شده یک تالانتایزیدر بویی است که نمونه‌ای بی‌نظیر است.

the menu's description of the chocolate lava cake reads like a delicious tantalizer for sweet tooths.

توضیحات منو درباره کیک لافا چکولتی مانند یک تالانتایزیدر لذیذ برای عاشقان شیرینی است.

these small bruschetta bites serve as an ideal tantalizer before the heavy holiday feast.

این گوشه‌های کوچک بروشetta به عنوان یک تالانتایزیدر ایده‌آل قبل از غذای جشن‌های سنگین عمل می‌کند.

the restaurant offers a sampler platter as a tempting tantalizer for undecided diners.

این رستوران یک پلات نمونه‌گذاری را به عنوان یک تالانتایزیدر جذاب برای مشتریان ناگفته‌ای ارائه می‌دهد.

the wine list's descriptions create a verbal tantalizer that enhances anticipation.

توضیحات لیست شراب یک تالانتایزیدر زبانی ایجاد می‌کند که انتظار را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید