tapper

[ایالات متحده]/'tæpə/
[بریتانیا]/ˈtæpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به آرامی ضربه می‌زند یا دستگاهی که برای ارسال پیام‌های تلگرافی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعtappers

عبارات و ترکیب‌ها

beer tapper

چشمه‌ساز

fingers tapper

ضربه زننده انگشت

جملات نمونه

The bartender used a tapper to pour beer from the keg.

bartender از یک تِپر برای ریختن آبجو از بشکه استفاده کرد.

He is a skilled tapper and can tap dance beautifully.

او یک تِپر ماهر است و می تواند به زیبایی رقص کند.

The musician used a tapper to play the xylophone.

موسیقی‌دان از یک تِپر برای نواختن زایلوفون استفاده کرد.

She practiced tapping the rhythm with a tapper on the drum.

او تمرین کرد تا ریتم را با یک تِپر روی درام ضربه بزند.

The tapper on the table caught everyone's attention.

صدای تِپر روی میز توجه همه را جلب کرد.

The tapper gently tapped on the door to avoid disturbing anyone.

تِپر به آرامی روی در ضربه زد تا کسی را آزار ندهد.

The dancer's tapper shoes made a rhythmic sound on the stage.

کفش‌های تِپر رقصنده صدایی ریتمیک روی صحنه ایجاد کردند.

The tapper on the typewriter was broken, causing the keys to stick.

تِپر روی ماشین تحریر شکسته بود و باعث می شد کلیدها گیر کنند.

The plumber used a tapper to locate the blockage in the pipes.

لوله کش از یک تِپر برای یافتن گرفتگی در لوله ها استفاده کرد.

She hired a professional tapper to tap maple trees for sap.

او یک تِپر حرفه ای استخدام کرد تا از درختان افرا برای تهیه صمغ برداشت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید