| جمع | tappers |
beer tapper
چشمهساز
fingers tapper
ضربه زننده انگشت
The bartender used a tapper to pour beer from the keg.
bartender از یک تِپر برای ریختن آبجو از بشکه استفاده کرد.
He is a skilled tapper and can tap dance beautifully.
او یک تِپر ماهر است و می تواند به زیبایی رقص کند.
The musician used a tapper to play the xylophone.
موسیقیدان از یک تِپر برای نواختن زایلوفون استفاده کرد.
She practiced tapping the rhythm with a tapper on the drum.
او تمرین کرد تا ریتم را با یک تِپر روی درام ضربه بزند.
The tapper on the table caught everyone's attention.
صدای تِپر روی میز توجه همه را جلب کرد.
The tapper gently tapped on the door to avoid disturbing anyone.
تِپر به آرامی روی در ضربه زد تا کسی را آزار ندهد.
The dancer's tapper shoes made a rhythmic sound on the stage.
کفشهای تِپر رقصنده صدایی ریتمیک روی صحنه ایجاد کردند.
The tapper on the typewriter was broken, causing the keys to stick.
تِپر روی ماشین تحریر شکسته بود و باعث می شد کلیدها گیر کنند.
The plumber used a tapper to locate the blockage in the pipes.
لوله کش از یک تِپر برای یافتن گرفتگی در لوله ها استفاده کرد.
She hired a professional tapper to tap maple trees for sap.
او یک تِپر حرفه ای استخدام کرد تا از درختان افرا برای تهیه صمغ برداشت کند.
beer tapper
چشمهساز
fingers tapper
ضربه زننده انگشت
The bartender used a tapper to pour beer from the keg.
bartender از یک تِپر برای ریختن آبجو از بشکه استفاده کرد.
He is a skilled tapper and can tap dance beautifully.
او یک تِپر ماهر است و می تواند به زیبایی رقص کند.
The musician used a tapper to play the xylophone.
موسیقیدان از یک تِپر برای نواختن زایلوفون استفاده کرد.
She practiced tapping the rhythm with a tapper on the drum.
او تمرین کرد تا ریتم را با یک تِپر روی درام ضربه بزند.
The tapper on the table caught everyone's attention.
صدای تِپر روی میز توجه همه را جلب کرد.
The tapper gently tapped on the door to avoid disturbing anyone.
تِپر به آرامی روی در ضربه زد تا کسی را آزار ندهد.
The dancer's tapper shoes made a rhythmic sound on the stage.
کفشهای تِپر رقصنده صدایی ریتمیک روی صحنه ایجاد کردند.
The tapper on the typewriter was broken, causing the keys to stick.
تِپر روی ماشین تحریر شکسته بود و باعث می شد کلیدها گیر کنند.
The plumber used a tapper to locate the blockage in the pipes.
لوله کش از یک تِپر برای یافتن گرفتگی در لوله ها استفاده کرد.
She hired a professional tapper to tap maple trees for sap.
او یک تِپر حرفه ای استخدام کرد تا از درختان افرا برای تهیه صمغ برداشت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید