tapss on screen
لمس کردن روی صفحه
tapss for help
لمس کردن برای کمک
tapss to start
لمس کردن برای شروع
tapss to select
لمس کردن برای انتخاب
tapss to open
لمس کردن برای باز کردن
tapss here
لمس کردن اینجا
tapss to confirm
لمس کردن برای تایید
tapss to continue
لمس کردن برای ادامه
tapss for options
لمس کردن برای گزینهها
tapss twice
دو بار لمس کردن
she taps the screen to unlock her phone.
او برای باز کردن تلفن خود صفحه را لمس میکند.
he taps his fingers on the table when he's nervous.
وقتی عصبی است، او انگشتان خود را روی میز میکوبد.
the teacher taps the chalkboard to get the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان، تخته سیاه را میکوبد.
she taps into her creativity to solve problems.
او برای حل مشکلات از خلاقیت خود استفاده میکند.
he taps the app to check his messages.
او برای بررسی پیامهای خود، برنامه را لمس میکند.
she taps her heels on the floor while waiting.
او در حالی که منتظر است، پاشنههایش را روی زمین میکوبد.
he taps his watch to check the time.
او برای بررسی زمان، ساعت خود را لمس میکند.
she taps into her network for job opportunities.
او برای فرصتهای شغلی از شبکه خود استفاده میکند.
the musician taps the rhythm on his leg.
موسیقیدان ریتم را روی پای خود میکوبد.
tapss on screen
لمس کردن روی صفحه
tapss for help
لمس کردن برای کمک
tapss to start
لمس کردن برای شروع
tapss to select
لمس کردن برای انتخاب
tapss to open
لمس کردن برای باز کردن
tapss here
لمس کردن اینجا
tapss to confirm
لمس کردن برای تایید
tapss to continue
لمس کردن برای ادامه
tapss for options
لمس کردن برای گزینهها
tapss twice
دو بار لمس کردن
she taps the screen to unlock her phone.
او برای باز کردن تلفن خود صفحه را لمس میکند.
he taps his fingers on the table when he's nervous.
وقتی عصبی است، او انگشتان خود را روی میز میکوبد.
the teacher taps the chalkboard to get the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان، تخته سیاه را میکوبد.
she taps into her creativity to solve problems.
او برای حل مشکلات از خلاقیت خود استفاده میکند.
he taps the app to check his messages.
او برای بررسی پیامهای خود، برنامه را لمس میکند.
she taps her heels on the floor while waiting.
او در حالی که منتظر است، پاشنههایش را روی زمین میکوبد.
he taps his watch to check the time.
او برای بررسی زمان، ساعت خود را لمس میکند.
she taps into her network for job opportunities.
او برای فرصتهای شغلی از شبکه خود استفاده میکند.
the musician taps the rhythm on his leg.
موسیقیدان ریتم را روی پای خود میکوبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید