tarea

[ایالات متحده]/[taˈɾea]/
[بریتانیا]/[taˈɾea]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.(tarear的第三人称单数) انجام تکالیف؛ انجام دادن به عنوان یک تکلیف
n. تکلیف؛ تکالیف؛ تکلیف؛ کار؛ وظیفه

جملات نمونه

the teacher assigned a difficult tarea that must be completed by friday.

معلم یک تکلیف دشوار را تعیین کرد که باید تا جمعه به اتمام برسد.

every evening, maria does her tarea before dinner.

هر شب، ماریا قبل از شام تکالیفش را انجام می‌دهد.

the tarea requires careful attention to detail and critical thinking.

این تکلیف نیاز به توجه دقیق به جزئیات و تفکر انتقادی دارد.

students often procrastinate when faced with a challenging tarea.

دانشجویان اغلب در برابر یک تکلیف چالش برانگیز به تعویق می افتند.

my parents help me check my tarea for errors.

والدین به من کمک می‌کنند تا تکالیفم را برای یافتن خطا بررسی کنم.

the tarea was distributed to all participants before the meeting.

این تکلیف قبل از جلسه بین همه شرکت کنندگان توزیع شد.

we have a group tarea that involves researching climate change.

ما یک تکلیف گروهی داریم که شامل تحقیق در مورد تغییرات آب و هوایی است.

the most important tarea is to prioritize your responsibilities.

مهم‌ترین تکلیف اولویت بندی مسئولیت‌های شماست.

she forgot to submit her tarea on time and received a penalty.

او فراموش کرد که تکالیفش را به موقع ارسال کند و جریمه شد.

the classroom was quiet while students focused on their tarea.

کلاس در حالی که دانش آموزان روی تکالیف خود تمرکز می کردند، آرام بود.

completing this tarea will require several hours of dedicated work.

به اتمام رساندن این تکلیف نیاز به چندین ساعت کار اختصاصی دارد.

our tarea is to find sustainable solutions for the environment.

تکلیف ما یافتن راه حل های پایدار برای محیط زیست است.

the math tarea proved to be more complicated than expected.

تکلیف ریاضی پیچیده‌تر از حد انتظار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید