tarring

[ایالات متحده]/ˈtærɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtærɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند اعمال قیر؛ یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

tarring roads

آسفالت‌ریزی جاده‌ها

tarring process

فرآیند آسفالت‌ریزی

tarring surface

سطح آسفالت‌شده

tarring asphalt

آسفالت‌ریزی آسفالت

tarring crew

گروه آسفالت‌ریزی

tarring machine

ماشین آسفالت‌ریزی

tarring project

پروژه آسفالت‌ریزی

tarring equipment

تجهیزات آسفالت‌ریزی

tarring technique

تکنیک آسفالت‌ریزی

tarring materials

مواد آسفالت‌ریزی

جملات نمونه

they are tarring the road to improve traffic flow.

آنها در حال آسفالت کردن جاده برای بهبود جریان ترافیک هستند.

the workers are tarring the roof to prevent leaks.

کارگران در حال آسفالت کردن سقف برای جلوگیری از نشت هستند.

we need to finish tarring the driveway by tomorrow.

ما باید تا فردا آسفالت کردن ورودی منزل را تمام کنیم.

after tarring, the surface became much smoother.

پس از آسفالت، سطح بسیار صاف‌تر شد.

they are tarring the parking lot to refresh its appearance.

آنها در حال آسفالت کردن پارکینگ برای نو کردن ظاهر آن هستند.

the tarring process is crucial for road maintenance.

فرآیند آسفالت برای نگهداری جاده‌ها بسیار مهم است.

we should consider tarring the path to enhance safety.

ما باید در نظر بگیریم که برای افزایش ایمنی، مسیر را آسفالت کنیم.

he watched as they began tarring the new highway.

او تماشا کرد که آنها شروع به آسفالت کردن بزرگراه جدید کردند.

the city council approved funds for tarring the streets.

شورای شهر بودجه‌ای را برای آسفالت کردن خیابان‌ها تأیید کرد.

tarring can significantly extend the life of the pavement.

آسفالت می‌تواند به طور قابل توجهی عمر سطح جاده را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید