burnt tars
خُردههای سوخته قطران
tar pits
گودالهای قطران
tar sands
ماسه های قطران
tar sealant
درزگیر قطران
tar paper
کاغذ آسفالت
tar road
جاده قطران
tar residue
باقی مانده قطران
tar coating
روکش قطران
tar mixture
مخلوط قطران
tar odor
بوی قطران
the car has worn-out tars that need replacing.
خودروی آن دارای تایرهای فرسوده است که نیاز به تعویض دارند.
make sure to check the tars before a long trip.
حتماً قبل از یک سفر طولانی، تایرها را بررسی کنید.
proper inflation of tars is essential for safety.
باد کردن مناسب تایرها برای ایمنی ضروری است.
he noticed a flat tar on his bicycle.
او متوجه یک تایر پنچر روی دوچرخه خود شد.
they decided to upgrade their tars for better performance.
آنها تصمیم گرفتند تایر های خود را برای عملکرد بهتر ارتقا دهند.
winter tars are designed to provide better traction.
تایر های زمستانی برای ارائه کشش بهتر طراحی شده اند.
always inspect your tars for signs of damage.
همیشه تایر های خود را برای علائم آسیب بررسی کنید.
he learned how to change a flat tar himself.
او یاد گرفت که چگونه خودش یک تایر پنچر را عوض کند.
new tars can significantly improve fuel efficiency.
تایر های جدید می توانند به طور قابل توجهی راندمان سوخت را بهبود بخشند.
she bought a set of all-season tars for her car.
او یک مجموعه تایر چهار فصل برای ماشین خود خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید