tarted

[ایالات متحده]/tɑːt/
[بریتانیا]/tɑːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترش; تند; تیز
n. یک شیرینی کوچک پر شده با میوه; یک فاحشه
vt. لباس پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

lemon tart

شیرینی لیمویی

apple tart

شیرینی سیب

sweet tart

شیرینی شیرین

warm tart

شیرینی گرم

fruit tart

شیرینی میوه

egg tart

شیرینی تخم مرغی

جملات نمونه

these jam tarts are gorgeous.

این تارت‌های مربایی فوق‌العاده‌اند.

a tart reply to our letter

یک پاسخ تند به نامه ما

He gave a tart reply.

او پاسخی تند و گزنده داد.

I bit back a tart reply.

من از گفتن یک پاسخ تند و گزنده خودداری کردم.

I don't like a tart apple.

من سیب ترش دوست ندارم.

she tarted around the room in one of Georgie's dresses.

او با یکی از لباس‌های جورجی در اتاق قدم زد.

Oh that tart... floozy... giant...

اوه آن زن هرزه... زن هرزه... غول...

tartness;be tart and mean;

ترشی؛ تند و بد رفتار بودن;

I decided to make some tarts for tea.

من تصمیم گرفتم برای چای شیرینی درست کنم.

the page layouts have been tarted up with cartoons.

چیدمان صفحات با کارتون ها تزئین شده است.

small tart oval to spearpoint-shaped leaves; preferred to common sorrel for salads.

برگ‌های کوچک و ترش بیضی تا نوک نیزه؛ ترجیح داده می شود به جای صبره معمولی برای سالاد.

Fancy caramel apples begin with premium Granny Smith apples at their peak of flavor.We fully enrobe each crunchy-crisp tart apple with a thick coat of warm, buttery caramel.

سیب‌های کاراملی مجلل با سیب‌های گرنی اسمیت باکیفیت در اوج طعم خود شروع می‌شوند. ما هر سیب ترش و ترد را به طور کامل با یک لایه ضخیم کارامل گرم و خامه‌ای می‌پوشانیم.

I can make French style pastries such as opera, Dacquoise, cream Brule, brioche, Tarts, mousse cake, cookies, chocolate candies, decorations, etc...

من می‌توانم شیرینی‌های فرانسوی مانند اپرا، داکواز، کرم بروله، بریوش، تارت، کیک موس، کوکی، آب‌نبات‌های شکلاتی، تزئینات و غیره درست کنم.

Pairs well with wild rocket and spinach tart with fetta and egg filling topped with roasted pine nuts and parmesan cheese.

با راکت وحشی و تارت اسفناج با مواد پرکننده فتا و تخم مرغ که با گردو کبابی و پنیر پارمسان پوشانده شده است، خوب می‌رود.

نمونه‌های واقعی

The Queen of Hearts, she made some tarts.

ملکه خشتان، چند تارت درست کرد.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

The Knave of Hearts, he stole those tarts.

ملک‌نوم خشتان، آن تارت‌ها را دزدید.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

Bob liked the idea of the onion and white asparagus tart.

باب ایده تارت پیاز و مارچوبه‌ی سفید را دوست داشت.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

This is a guava and quince tart made with short crust pastry.

این یک تارت گواوا و زولبیا با خمیر کوتاه است.

منبع: Gourmet Base

That gin-soaked tart abandoned the little bastard.

آن تارت خیس‌شده با جین، پسرک خبیث را رها کرد.

منبع: Modern Family Season 6

I'm sure you tried your hardest. Anyone want a fruit tart?

مطمئنم که تمام تلاشتان را کردید. کسی تارت میوه می‌خواهد؟

منبع: Black Swan Selection

You don't want to use anything too tart or anything too sweet.

نمی‌خواهید از چیزی خیلی ترش یا خیلی شیرین استفاده کنید.

منبع: Victoria Kitchen

" Want a jam tart, Hermione? " said Fred.

"می‌خواهی یک تارت مربایی، هرمیون؟" گفت فرِد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

There's some sort of tart. - Pastry.

یک نوع تارت وجود دارد. - شیرینی.

منبع: Gourmet Base

You should come by and try our short ribs or scallops or even the cheese tart.

باید بیايی و گوشت‌های کوتاه، صدف یا حتی تارت پنیر ما را امتحان کنی.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید