flaky

[ایالات متحده]/'fleɪkɪ/
[بریتانیا]/'fleki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نازک و صاف; به راحتی قابل شکستن به تکه‌های نازک; عجیب و غریب

عبارات و ترکیب‌ها

flaky pastry

خمیر پوچی ترد

flaky skin

پوست پوسته

جملات نمونه

layers of flaky buttery pastry.

لایه‌های خمیر پوچی ترد و خامه‌ای

flaky ideas about taxes.

ایده‌های ناپایدار در مورد مالیات

she ate flaky rolls spread with cherry jam.

او رول های تردی را که با مربای گیلاس پخش شده بودند، خورد.

the skin on the shins is often very flaky and dry.

پوست روی ساق پا اغلب بسیار پوسته پوسته و خشک است.

Spanakopita is a flaky pastry filled with spinach and feta cheese.

اسپاناکوپیتای یک خمیر پوچی است که با اسفناج و پنیر فتا پر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید