tartnesses

[ایالات متحده]/ˈtɑːtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɑrtˌnəsɪz/

ترجمه

n. تیزی یا اسیدیته در طعم؛ تلخی یا خشونت در رفتار؛ تیزی در لحن یا سبک

عبارات و ترکیب‌ها

delicate tartnesses

شیرینی‌های لطیف

fruity tartnesses

شیرینی‌های میوه‌ای

citrus tartnesses

شیرینی‌های مرکباتی

sharp tartnesses

شیرینی‌های تیز

sweet tartnesses

شیرینی‌های شیرین

subtle tartnesses

شیرینی‌های ظریف

complex tartnesses

شیرینی‌های پیچیده

layered tartnesses

شیرینی‌های لایه‌دار

natural tartnesses

شیرینی‌های طبیعی

balanced tartnesses

شیرینی‌های متعادل

جملات نمونه

the tartnesses of the berries enhanced the flavor of the dessert.

تار بودن های توت ها طعم دسر را افزایش داد.

different tartnesses can make or break a dish.

تار بودن های مختلف می توانند یک غذا را خراب یا موفق کنند.

she enjoyed the tartnesses of the citrus fruits in her salad.

او از تار بودن های میوه های استوایی در سالادش لذت برد.

the wine had various tartnesses that complemented the meal.

شراب دارای تار بودن های مختلفی بود که با غذا هماهنگ بود.

he described the tartnesses of the apples as refreshing.

او تار بودن های سیب ها را طعم بخش و لذت بخش توصیف کرد.

different tartnesses can evoke different memories.

تار بودن های مختلف می توانند خاطرات مختلفی را زنده کنند.

the chef balanced the tartnesses in the sauce perfectly.

سرآشپز به طور کامل تار بودن ها را در سس متعادل کرد.

her favorite part of the dish was the tartnesses of the pickled vegetables.

قسمت مورد علاقه او از غذا، تار بودن های سبزیجات ترشی شده بود.

the tartnesses of the yogurt added depth to the smoothie.

تار بودن های ماست عمق بیشتری به اسموتی اضافه کرد.

exploring various tartnesses in cooking can be quite fun.

کاوش در تار بودن های مختلف در آشپزی می تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید