tatty rooms with threadbare carpets.
اتاقهای کهنه با فرشهای فرسوده
the high, but generally tatty, output of the current Celtic revival.
خروجی خوب، اما به طور کلی نامرتب، از رستاوری سلتیک فعلی.
the room was furnished in slightly tatty upholstered furniture.
اتاق با مبلمانت آپهولستری کمی کهنه چیده شده بود.
His friends used to tease him about his tatty clothes.
دوستانش او را به خاطر لباسهای کهنه اش مسخره میکردند.
The old sofa looked tatty and worn out.
مبل قدیمی کهنه و فرسوده به نظر می رسید.
She wore a tatty old coat to the event.
او یک کت کهنه و کهنه به مراسم پوشید.
The tatty curtains needed to be replaced.
پرده های کهنه نیاز به تعویض داشتند.
He lived in a tatty apartment in the city.
او در یک آپارتمان کهنه در شهر زندگی می کرد.
The book had a tatty cover but was still readable.
کتاب یک جلد کهنه داشت اما هنوز قابل خواندن بود.
The tatty rug added a touch of vintage charm to the room.
فرش کهنه کمی جذابیت قدیمی به اتاق اضافه کرد.
She found a tatty old doll hidden in the attic.
او یک عروسک قدیمی کهنه را در زیر شیروانی پیدا کرد.
The tatty paint job on the walls needed a fresh coat.
نیاز به یک لایه جدید رنگ برای نقاشی کهنه روی دیوارها بود.
Despite its tatty appearance, the car still ran smoothly.
با وجود ظاهر کهنه اش، ماشین هنوز روان کار می کرد.
The tatty furniture was in desperate need of repair.
مبلمان کهنه به شدت نیاز به تعمیر داشت.
tatty rooms with threadbare carpets.
اتاقهای کهنه با فرشهای فرسوده
the high, but generally tatty, output of the current Celtic revival.
خروجی خوب، اما به طور کلی نامرتب، از رستاوری سلتیک فعلی.
the room was furnished in slightly tatty upholstered furniture.
اتاق با مبلمانت آپهولستری کمی کهنه چیده شده بود.
His friends used to tease him about his tatty clothes.
دوستانش او را به خاطر لباسهای کهنه اش مسخره میکردند.
The old sofa looked tatty and worn out.
مبل قدیمی کهنه و فرسوده به نظر می رسید.
She wore a tatty old coat to the event.
او یک کت کهنه و کهنه به مراسم پوشید.
The tatty curtains needed to be replaced.
پرده های کهنه نیاز به تعویض داشتند.
He lived in a tatty apartment in the city.
او در یک آپارتمان کهنه در شهر زندگی می کرد.
The book had a tatty cover but was still readable.
کتاب یک جلد کهنه داشت اما هنوز قابل خواندن بود.
The tatty rug added a touch of vintage charm to the room.
فرش کهنه کمی جذابیت قدیمی به اتاق اضافه کرد.
She found a tatty old doll hidden in the attic.
او یک عروسک قدیمی کهنه را در زیر شیروانی پیدا کرد.
The tatty paint job on the walls needed a fresh coat.
نیاز به یک لایه جدید رنگ برای نقاشی کهنه روی دیوارها بود.
Despite its tatty appearance, the car still ran smoothly.
با وجود ظاهر کهنه اش، ماشین هنوز روان کار می کرد.
The tatty furniture was in desperate need of repair.
مبلمان کهنه به شدت نیاز به تعمیر داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید