teamed

[ایالات متحده]/tiːmd/
[بریتانیا]/tiːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کسی همکاری کرد; همکاری کرد; با کسی تیم تشکیل داد

عبارات و ترکیب‌ها

teamed up

همکاری کردند

teamed together

با هم همکاری کردند

teamed with

همکاری با

teamed against

در برابر همکاری کرد

teamed for

برای همکاری کرد

teamed up with

همکاری کردند با

teamed as

به عنوان تیم

teamed in

در تیم

teamed across

تیم در سراسر

teamed effort

تلاش تیمی

جملات نمونه

the scientists teamed up to conduct important research.

دانشمندان برای انجام تحقیقات مهم با هم همکاری کردند.

the players teamed together to win the championship.

بازیکنان برای بردن مسابقات قهرمانی با هم متحد شدند.

she teamed with her colleagues on the new project.

او با همکارانش در پروژه جدید همکاری کرد.

the community teamed up for a clean-up day.

جامعه برای یک روز پاکسازی با هم متحد شدند.

they teamed with local businesses to support the event.

آنها با کسب و کارهای محلی برای حمایت از این رویداد همکاری کردند.

the two companies teamed to develop a new product.

دو شرکت برای توسعه یک محصول جدید با هم همکاری کردند.

she teamed up with a mentor to improve her skills.

او برای بهبود مهارت های خود با یک مربی همکاری کرد.

we teamed with volunteers to help those in need.

ما با داوطلبان برای کمک به نیازمندان همکاری کردیم.

the students teamed together for the science fair.

دانشجویان برای نمایشگاه علم با هم متحد شدند.

they have teamed with experts to enhance the program.

آنها با متخصصان برای ارتقای برنامه همکاری کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید