teashops

[ایالات متحده]/'ti:,ʃɔp/
[بریتانیا]/ˈtiˌʃɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چایخانه، اتاق چای.

جملات نمونه

The son of a poor rickshaw-puller who is taken out of school as a boy and put to work in a teashop, Balram nurses dreams of escape.

پسر یک راننده ریکشوی فقیر که در کودکی از مدرسه بیرون کشیده شده و در یک چایخانه به کار گرفته می‌شود، بالرام رویای فرار دارد.

نمونه‌های واقعی

And he told her what had happened in Madam Puddifoot's teashop.

و او به او گفت که در مغازه چای خانم پاديفوت چه اتفاقی افتاده است.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

There was total silence within the teashop.

سکوت کامل در مغازه چای وجود داشت.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

The sight made Harry feel uncomfortable, particularly when, looking around the teashop, he saw that t was full of nothing but couples, all of them holding hands.

این منظره باعث ناراحتی هری شد، به خصوص وقتی که اطراف را در مغازه چای نگاه کرد، متوجه شد که پر از زوج هایی است که همه دست در دست یکدیگر هستند.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Oh, there's a really nice place just up here; haven't you ever been to Madam Puddifoot's? " she said brightly, she led him up a side road and into a small teashop that Harry had never noticed before.

اوه، اینجا یک مکان خیلی خوب وجود دارد؛ آیا تا به حال به مغازه چای خانم پاديفوت نرفته اید؟

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید