telegraphs

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪɡræfs/
[بریتانیا]/ˈtɛləˌɡræfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تلگراف؛ پیام‌هایی که از طریق تلگراف ارسال می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

telegraphs news

اخبار تلگرافی

telegraphs messages

پیام‌های تلگرافی

telegraphs signals

سیگنال‌های تلگرافی

telegraphs information

اطلاعات تلگرافی

telegraphs updates

به‌روزرسانی‌های تلگرافی

telegraphs communication

ارتباطات تلگرافی

telegraphs reports

گزارش‌های تلگرافی

telegraphs alerts

هشدارهای تلگرافی

telegraphs data

داده‌های تلگرافی

telegraphs announcements

اعلامیه‌های تلگرافی

جملات نمونه

she telegraphs her emotions through her art.

او احساسات خود را از طریق هنر خود به تصویر می‌کشد.

the company telegraphs its intentions in the annual report.

شرکت قصد خود را در گزارش سالانه به اطلاع می‌رساند.

he often telegraphs his thoughts before speaking.

او اغلب قبل از صحبت کردن افکار خود را بیان می‌کند.

the news telegraphs a sense of urgency.

اخبار حسی از فوریت را القا می‌کند.

they telegraph their plans to the team during meetings.

آنها برنامه‌های خود را در طول جلسات به تیم اطلاع می‌دهند.

telegraphs of the past were a vital means of communication.

تlegrafهای گذشته یک وسیله ارتباط حیاتی بودند.

he telegraphs confidence with his body language.

او با زبان بدن خود اعتماد به نفس را القا می‌کند.

the artist telegraphs her message through symbolism.

هنرمند پیام خود را از طریق نمادگرایی به تصویر می‌کشد.

telegraphs can be misunderstood if not clear.

اگر واضح نباشند، تلگراف‌ها ممکن است سوء تفاهم شوند.

she telegraphs her needs without saying a word.

او بدون اینکه کلمه ای بگوید، نیازهای خود را به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید