telemark

[ایالات متحده]/ˈtɛləmɑːk/
[بریتانیا]/ˈtɛləmɑrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکنیک اسکی که شامل زانوی خم شده و پای چرخانده شده است؛ روشی برای چرخش در حین اسکی با زانوهای خم شده
Word Forms
جمعtelemarks

عبارات و ترکیب‌ها

telemark skiing

اسکی تله‌مارک

telemark turn

چرخش تله‌مارک

telemark technique

تکنیک تله‌مارک

telemark gear

تجهیزات تله‌مارک

telemark race

مسابقه تله‌مارک

telemark boot

کفش تله‌مارک

telemark festival

جشنواره تله‌مارک

telemark instructor

مربی تله‌مارک

telemark community

جامعه تله‌مارک

telemark equipment

تجهیزات تله‌مارک

جملات نمونه

she decided to telemark ski for the first time.

او تصمیم گرفت برای اولین بار اسکی تلفمارک کند.

he enjoys telemarking down the snowy slopes.

او از اسکی تلفمارک در سرازیری تپه‌های پوشیده از برف لذت می‌برد.

telemark skiing requires a special technique.

اسکی تلفمارک به یک تکنیک خاص نیاز دارد.

they took a telemark lesson to improve their skills.

آنها برای بهبود مهارت‌های خود یک کلاس اسکی تلفمارک گرفتند.

she bought new gear for telemark skiing.

او وسایل جدیدی برای اسکی تلفمارک خرید.

telemark skiing is popular in mountainous regions.

اسکی تلفمارک در مناطق کوهستانی محبوب است.

he prefers telemark over traditional alpine skiing.

او ترجیح می‌دهد اسکی تلفمارک را نسبت به اسکی آلپاین سنتی انجام دهد.

they joined a telemark club to meet other enthusiasts.

آنها برای ملاقات با سایر علاقه مندان به یک باشگاه اسکی تلفمارک پیوستند.

her favorite winter activity is telemark skiing.

علاقه‌مندترین فعالیت زمستانی او اسکی تلفمارک است.

he mastered the art of telemark turns.

او هنر چرخش‌های اسکی تلفمارک را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید