telepathized message
پیام منتقل شده با ذهن
telepathized thought
فکر منتقل شده با ذهن
telepathized signal
سیگنال منتقل شده با ذهن
telepathized connection
ارتباط منتقل شده با ذهن
telepathized communication
ارتباطات منتقل شده با ذهن
telepathized energy
انرژی منتقل شده با ذهن
telepathized idea
ایده منتقل شده با ذهن
telepathized vision
بینش منتقل شده با ذهن
telepathized feeling
احساس منتقل شده با ذهن
telepathized experience
تجربه منتقل شده با ذهن
they telepathized their thoughts during the meditation session.
آنها افکار خود را در طول جلسه مدیتیشن به اشتراک گذاشتند.
she claimed they telepathized even when miles apart.
او ادعا کرد که آنها حتی زمانی که کیلومترها دور بودند، همدلانه فکر می کردند.
during the experiment, the subjects telepathized their intentions.
در طول آزمایش، شرکت کنندگان نیات خود را همدلانه به اشتراک گذاشتند.
the twins often telepathized their feelings without speaking.
دوقلوها اغلب احساسات خود را بدون صحبت کردن همدلانه به اشتراک می گذاشتند.
they believed they could telepathize across great distances.
آنها معتقد بودند که می توانند در فواصل طولانی همدلانه فکر کنند.
in the story, the characters telepathized to solve the mystery.
در داستان، شخصیت ها برای حل معما همدلانه فکر کردند.
she felt they telepathized their love for each other.
او احساس کرد که آنها همدلانه عشق خود را به یکدیگر منتقل کردند.
he often wondered if they could telepathize during dreams.
او اغلب فکر می کرد که آیا آنها می توانند در هنگام خواب همدلانه فکر کنند.
during the conference, they telepathized ideas for the project.
در طول کنفرانس، آنها ایده هایی برای پروژه همدلانه به اشتراک گذاشتند.
the psychic claimed she could telepathize with animals.
روحشناس ادعا کرد که می تواند با حیوانات همدلانه ارتباط برقرار کند.
telepathized message
پیام منتقل شده با ذهن
telepathized thought
فکر منتقل شده با ذهن
telepathized signal
سیگنال منتقل شده با ذهن
telepathized connection
ارتباط منتقل شده با ذهن
telepathized communication
ارتباطات منتقل شده با ذهن
telepathized energy
انرژی منتقل شده با ذهن
telepathized idea
ایده منتقل شده با ذهن
telepathized vision
بینش منتقل شده با ذهن
telepathized feeling
احساس منتقل شده با ذهن
telepathized experience
تجربه منتقل شده با ذهن
they telepathized their thoughts during the meditation session.
آنها افکار خود را در طول جلسه مدیتیشن به اشتراک گذاشتند.
she claimed they telepathized even when miles apart.
او ادعا کرد که آنها حتی زمانی که کیلومترها دور بودند، همدلانه فکر می کردند.
during the experiment, the subjects telepathized their intentions.
در طول آزمایش، شرکت کنندگان نیات خود را همدلانه به اشتراک گذاشتند.
the twins often telepathized their feelings without speaking.
دوقلوها اغلب احساسات خود را بدون صحبت کردن همدلانه به اشتراک می گذاشتند.
they believed they could telepathize across great distances.
آنها معتقد بودند که می توانند در فواصل طولانی همدلانه فکر کنند.
in the story, the characters telepathized to solve the mystery.
در داستان، شخصیت ها برای حل معما همدلانه فکر کردند.
she felt they telepathized their love for each other.
او احساس کرد که آنها همدلانه عشق خود را به یکدیگر منتقل کردند.
he often wondered if they could telepathize during dreams.
او اغلب فکر می کرد که آیا آنها می توانند در هنگام خواب همدلانه فکر کنند.
during the conference, they telepathized ideas for the project.
در طول کنفرانس، آنها ایده هایی برای پروژه همدلانه به اشتراک گذاشتند.
the psychic claimed she could telepathize with animals.
روحشناس ادعا کرد که می تواند با حیوانات همدلانه ارتباط برقرار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید