telephonies

[ایالات متحده]/ˌtɛlɪˈfəʊniz/
[بریتانیا]/ˌtɛləˈfoʊniz/

ترجمه

n. مطالعه تلفن; تولید تلفن ها

عبارات و ترکیب‌ها

telephonies system

سیستم تلفنی

telephonies service

خدمات تلفنی

telephonies network

شبکه تلفنی

telephonies technology

فناوری تلفنی

telephonies equipment

تجهیزات تلفنی

telephonies solutions

راه حل های تلفنی

telephonies features

امکانات تلفنی

telephonies applications

برنامه های تلفنی

telephonies integration

یکپارچه سازی تلفنی

telephonies support

پشتیبانی تلفنی

جملات نمونه

telephonies can sometimes lead to miscommunication.

تلفن‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

many people prefer telephonies over face-to-face meetings.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند از جلسات حضوری به جای تلفن استفاده کنند.

telephonies have become essential in modern business.

تلفن‌ها به ابزاری ضروری در کسب و کار مدرن تبدیل شده‌اند.

she excels in telephonies, making clients feel valued.

او در تلفن مهارت دارد و باعث می‌شود مشتریان احساس ارزشمندی کنند.

effective telephonies require good listening skills.

تلفن‌های موثر به مهارت‌های شنیداری خوب نیاز دارند.

he often uses telephonies to resolve customer issues.

او اغلب از تلفن برای حل مشکلات مشتریان استفاده می‌کند.

telephonies can save time compared to in-person meetings.

تلفن‌ها می‌توانند در مقایسه با جلسات حضوری، در زمان صرفه‌جویی کنند.

she prefers telephonies for quick updates.

او ترجیح می‌دهد برای به‌روزرسانی‌های سریع از تلفن استفاده کند.

telephonies are often used for sales pitches.

اغلب از تلفن برای ارائه محصولات استفاده می‌شود.

clear telephonies can enhance team collaboration.

تلفن‌های واضح می‌توانند همکاری تیمی را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید