original teleplay
نمایشنامهٔ اصلی
adapted teleplay
نمایشنامهٔ اقتباسی
teleplay script
فیلمنامه
teleplay writer
نویسندهٔ نمایشنامه
teleplay format
قالب نمایشنامه
teleplay production
تولید نمایشنامه
teleplay adaptation
اقتباس نمایشنامه
teleplay award
جایزه نمایشنامه
teleplay festival
جشنواره نمایشنامه
teleplay performance
اجرای نمایشنامه
she wrote a teleplay that won several awards.
او نمایشنامهای نوشت که جوایز متعددی را به دست آورد.
the teleplay was adapted from a famous novel.
این نمایشنامه از یک رمان معروف اقتباس شد.
he is known for his work in teleplay writing.
او به خاطر کارش در نویسندگی نمایشنامه شناخته شده است.
the teleplay features a strong female lead.
این نمایشنامه دارای یک شخصیت اصلی زن قوی است.
they are planning to produce a new teleplay next year.
آنها قصد دارند سال آینده یک نمایشنامه جدید تولید کنند.
her teleplay captured the essence of the original story.
نمایشنامه او جوهر داستان اصلی را به تصویر کشید.
we watched a teleplay that kept us on the edge of our seats.
ما یک نمایشنامه تماشا کردیم که ما را در لبه صندلی خود نگه داشت.
the teleplay was praised for its clever dialogue.
این نمایشنامه به خاطر دیالوگهای هوشمندانه مورد تحسین قرار گرفت.
he studied teleplay writing at university.
او در دانشگاه به تحصیل در نویسندگی نمایشنامه پرداخت.
the teleplay's plot twists were unexpected.
پیچشهای داستانی نمایشنامه غیرمنتظره بود.
original teleplay
نمایشنامهٔ اصلی
adapted teleplay
نمایشنامهٔ اقتباسی
teleplay script
فیلمنامه
teleplay writer
نویسندهٔ نمایشنامه
teleplay format
قالب نمایشنامه
teleplay production
تولید نمایشنامه
teleplay adaptation
اقتباس نمایشنامه
teleplay award
جایزه نمایشنامه
teleplay festival
جشنواره نمایشنامه
teleplay performance
اجرای نمایشنامه
she wrote a teleplay that won several awards.
او نمایشنامهای نوشت که جوایز متعددی را به دست آورد.
the teleplay was adapted from a famous novel.
این نمایشنامه از یک رمان معروف اقتباس شد.
he is known for his work in teleplay writing.
او به خاطر کارش در نویسندگی نمایشنامه شناخته شده است.
the teleplay features a strong female lead.
این نمایشنامه دارای یک شخصیت اصلی زن قوی است.
they are planning to produce a new teleplay next year.
آنها قصد دارند سال آینده یک نمایشنامه جدید تولید کنند.
her teleplay captured the essence of the original story.
نمایشنامه او جوهر داستان اصلی را به تصویر کشید.
we watched a teleplay that kept us on the edge of our seats.
ما یک نمایشنامه تماشا کردیم که ما را در لبه صندلی خود نگه داشت.
the teleplay was praised for its clever dialogue.
این نمایشنامه به خاطر دیالوگهای هوشمندانه مورد تحسین قرار گرفت.
he studied teleplay writing at university.
او در دانشگاه به تحصیل در نویسندگی نمایشنامه پرداخت.
the teleplay's plot twists were unexpected.
پیچشهای داستانی نمایشنامه غیرمنتظره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید