teleplay

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪˌpleɪ/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪˌpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متن برای تلویزیون; یک درام تلویزیونی

عبارات و ترکیب‌ها

original teleplay

نمایشنامهٔ اصلی

adapted teleplay

نمایشنامهٔ اقتباسی

teleplay script

فیلم‌نامه

teleplay writer

نویسندهٔ نمایشنامه

teleplay format

قالب نمایشنامه

teleplay production

تولید نمایشنامه

teleplay adaptation

اقتباس نمایشنامه

teleplay award

جایزه نمایشنامه

teleplay festival

جشنواره نمایشنامه

teleplay performance

اجرای نمایشنامه

جملات نمونه

she wrote a teleplay that won several awards.

او نمایشنامه‌ای نوشت که جوایز متعددی را به دست آورد.

the teleplay was adapted from a famous novel.

این نمایشنامه از یک رمان معروف اقتباس شد.

he is known for his work in teleplay writing.

او به خاطر کارش در نویسندگی نمایشنامه شناخته شده است.

the teleplay features a strong female lead.

این نمایشنامه دارای یک شخصیت اصلی زن قوی است.

they are planning to produce a new teleplay next year.

آنها قصد دارند سال آینده یک نمایشنامه جدید تولید کنند.

her teleplay captured the essence of the original story.

نمایشنامه او جوهر داستان اصلی را به تصویر کشید.

we watched a teleplay that kept us on the edge of our seats.

ما یک نمایشنامه تماشا کردیم که ما را در لبه صندلی خود نگه داشت.

the teleplay was praised for its clever dialogue.

این نمایشنامه به خاطر دیالوگ‌های هوشمندانه مورد تحسین قرار گرفت.

he studied teleplay writing at university.

او در دانشگاه به تحصیل در نویسندگی نمایشنامه پرداخت.

the teleplay's plot twists were unexpected.

پیچش‌های داستانی نمایشنامه غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید