tenanted

[ایالات متحده]/ˈtɛnəntɪd/
[بریتانیا]/ˈtɛnəntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از مستاجر
adj. اشغال شده توسط مستاجران

عبارات و ترکیب‌ها

tenanted property

ملک اجاره‌ای

tenanted space

فضای اجاره‌ای

tenanted unit

واحد اجاره‌ای

tenanted premises

فضای اجاره‌ای

tenanted building

ساختمان اجاره‌ای

tenanted lease

اجاره‌نامه

tenanted estate

املاک اجاره‌ای

tenanted land

زمین اجاره‌ای

tenanted home

خانه اجاره‌ای

tenanted office

دفتر اجاره‌ای

جملات نمونه

the apartment was tenanted by a lovely family.

آپارتمان توسط یک خانواده دوست داشتنی اجاره داده شده بود.

they decided to sell the house that was tenanted.

آنها تصمیم گرفتند خانه‌ای را که اجاره داده شده بود بفروشند.

the tenanted office space was well-maintained.

فضای اداری اجاره‌ای به خوبی نگهداری می‌شد.

we need to inspect the tenanted property before the sale.

ما باید ملک اجاره‌ای را قبل از فروش بررسی کنیم.

she was happy with the tenanted arrangement.

او از قرارداد اجاره‌ای خوشحال بود.

the tenanted building had a vibrant community.

ساختمان اجاره‌ای دارای یک جامعه پر جنب و جوش بود.

they are looking for a tenanted property in the city.

آنها به دنبال یک ملک اجاره‌ای در شهر هستند.

the landlord visited the tenanted unit regularly.

صاحب ملک به طور منظم واحد اجاره‌ای را بازدید می‌کرد.

all tenanted areas must comply with safety regulations.

همه مناطق اجاره‌ای باید با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشند.

the tenanted premises were recently renovated.

فضای اجاره‌ای اخیراً بازسازی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید