tenderest

[ایالات متحده]/ˈtɛndərɪst/
[بریتانیا]/ˈtɛndərɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم یا ظریف در بافت یا کیفیت؛ ضعیف یا شکننده
v. نرم یا ضعیف کردن؛ نرم یا ضعیف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

tenderest love

عشق خالص

tenderest moments

لحظات لطیف‌ترین

tenderest care

مراقبت‌های لطیف‌ترین

tenderest heart

قلب لطیف‌ترین

tenderest touch

تماس لطیف‌ترین

tenderest feelings

احساسات لطیف‌ترین

tenderest gaze

نگاه لطیف‌ترین

tenderest words

کلمات لطیف‌ترین

tenderest embrace

آغوش لطیف‌ترین

tenderest dreams

رویاهای لطیف‌ترین

جملات نمونه

she gave him her tenderest smile.

او با مهربان‌ترین لبخند به او نشان داد.

he wrote her the tenderest letter.

او با محبت‌آمیزترین نامه برای او نوشت.

they shared their tenderest moments together.

آنها لحظات مهربانانه خود را با هم تقسیم کردند.

the tenderest memories linger in her heart.

مهربان‌ترین خاطرات در قلب او باقی می‌مانند.

his tenderest thoughts were about family.

مهربان‌ترین افکار او درباره خانواده بود.

she always remembers her tenderest childhood experiences.

او همیشه خاطرات مهربانانه دوران کودکی خود را به یاد می‌آورد.

he spoke the tenderest words to comfort her.

او با مهربان‌ترین کلمات برای آرام کردن او صحبت کرد.

the tenderest care is shown in small gestures.

مهربان‌ترین مراقبت در حرکات کوچک نشان داده می‌شود.

they exchanged their tenderest feelings under the stars.

آنها احساسات مهربانانه خود را زیر نور ستارگان مبادله کردند.

her tenderest touch could heal his pain.

مهربان‌ترین لمس او می‌توانست درد او را التیام بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید