tenderest love
عشق خالص
tenderest moments
لحظات لطیفترین
tenderest care
مراقبتهای لطیفترین
tenderest heart
قلب لطیفترین
tenderest touch
تماس لطیفترین
tenderest feelings
احساسات لطیفترین
tenderest gaze
نگاه لطیفترین
tenderest words
کلمات لطیفترین
tenderest embrace
آغوش لطیفترین
tenderest dreams
رویاهای لطیفترین
she gave him her tenderest smile.
او با مهربانترین لبخند به او نشان داد.
he wrote her the tenderest letter.
او با محبتآمیزترین نامه برای او نوشت.
they shared their tenderest moments together.
آنها لحظات مهربانانه خود را با هم تقسیم کردند.
the tenderest memories linger in her heart.
مهربانترین خاطرات در قلب او باقی میمانند.
his tenderest thoughts were about family.
مهربانترین افکار او درباره خانواده بود.
she always remembers her tenderest childhood experiences.
او همیشه خاطرات مهربانانه دوران کودکی خود را به یاد میآورد.
he spoke the tenderest words to comfort her.
او با مهربانترین کلمات برای آرام کردن او صحبت کرد.
the tenderest care is shown in small gestures.
مهربانترین مراقبت در حرکات کوچک نشان داده میشود.
they exchanged their tenderest feelings under the stars.
آنها احساسات مهربانانه خود را زیر نور ستارگان مبادله کردند.
her tenderest touch could heal his pain.
مهربانترین لمس او میتوانست درد او را التیام بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید