tenures

[ایالات متحده]/ˈtenjə(r)/
[بریتانیا]/ˈtenjər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شغل; دوره تصدی
vt. اعطای یک موقعیت دائمی

عبارات و ترکیب‌ها

academic tenure

اعتبار دانشگاهی

tenure track

مسیر تمام وقت

tenured professor

استاد با سابقه

land tenure

مالکیت زمین

tenure of office

مدت تصدی

life tenure

تمام عمر

security of tenure

امنیت شغلی

جملات نمونه

his tenure of the premiership would be threatened.

مدت زمان نخست‌وزیری او تهدید می‌شد.

a tenured faculty member.

یک عضو هیئت علمی با حق تدریس.

my tenure was down the toilet .

مدت زمان من به شدت افت کرد.

during one's tenure of office

در طول دوره تصدی

tenure by which a villein held land.

مدت زمانی که یک دهقان زمین را در اختیار داشت.

The legal tenure by which a villein held land.

مدت قانونی که یک دهقان زمین را در اختیار داشت.

tenured civil servants; tenured faculty.

کارمندان با سابقه طولانی؛ اساتید با سابقه طولانی.

there is evidence that housing tenure overdetermines party support.

دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد سهم مالکیت مسکن از حمایت احزاب تعیین می‌کند.

On what tenure does he hold the house?

او خانه را به چه اساسی در اختیار دارد؟

a teacher granted tenure on a faculty.

معلمی که با سابقه طولانی در یک دانشکده استخدام شده است.

I had recently been tenured and then promoted to full professor.

من اخیراً به عنوان استاد تمام منصوب شده و سپس به مقام پروفسور ارتقا یافتم.

He remained popular throughout his tenure of the office of mayor.

او در طول دوره تصدی او به عنوان شهردار همچنان محبوب بود.

Therefore, it is necessary to reconstruct the theory and mode of auditorial system of financial responsibility during the leader"s tenure of office.

بنابراین، بازسازی نظریه و روش سیستم حسابرسی مسئولیت‌های مالی در طول دوره تصدی رهبر ضروری است.

a medieval form of land tenure in England; a copyhold was a parcel of land granted to a peasant by the lord of the manor in return for agricultural services.

یک شکل قرون وسطایی از مالکیت زمین در انگلستان؛ یک سند مالکیت زمینی که به دهقان توسط ارباب خانه بزرگ در ازای خدمات کشاورزی اعطا می‌شد.

Finally, the thesis submits the principle and legal foundation of auditorial system during the leader"s tenure of office.

در نهایت، این پایان‌نامه اصل و مبنای قانونی سیستم حسابرسی را در طول دوره تصدی رهبر ارائه می‌دهد.

In judge"s management part, the article investigated emphatically centrical judge"s tenure of office, systems of rewarding and punishing and prohibiting calling on etc.

در بخش مدیریت قاضی، این مقاله به طور قوی مدت تصدی قاضی مرکزی، سیستم‌های پاداش و مجازات و منع درخواست و غیره را بررسی کرد.

نمونه‌های واقعی

But a newsroom rebellion ended her tenure before it began.

اما شورشی در اتاق خبر، دوران او را قبل از شروع آن به پایان رساند.

منبع: The Economist - Arts

I think that was the extent of my " Gilmore Girls" tenure.

به نظر من این حد دوران من در "دختران گیلمور" بود.

منبع: Connection Magazine

It wasn't their skillset or other merits that got them the job, it was their tenure.

وظیفه آنها به مهارت یا شایستگی های دیگر آنها نبود، بلکه به دوران خدمت آنها بود.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

I have survived for almost 45 years in a business that has no tenure.

تقریباً 45 سال در کسب و کاری که هیچ دوران خدمتی ندارد، دوام آورده ام.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Tenure is not a blank check anymore.

دوران خدمت دیگر چک بی‌پول نیست.

منبع: the chair

Mr Castro's victory on Saturday thus marks the halfway point of his presumptive tenure in office.

بنابراین پیروزی آقای کاسترو در روز شنبه نشان دهنده نقطه میانی دوران احتمالی او در سمت است.

منبع: The Economist - Comprehensive

And do you realize that I have tenure?

و آیا متوجه هستید که من دوران خدمت دارم؟

منبع: Young Sheldon Season 5

Turkish President Recep Tayyip Erdogan has won the presidential runoff which will extend his tenure until 2028.

رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده است که تا سال 2028 دوران او را تمدید می کند.

منبع: CRI Online May 2023 Collection

You'll get tenure in record time, way before me.

شما خیلی زودتر از من، با سرعت بیشتری به دوران خدمت دست خواهید یافت.

منبع: Out of Control Season 3

The dollar duly fell sharply in the 1970s, although it rebounded under Mr Volcker's tenure at the Fed.

دلار در دهه 1970 به طور مناسب کاهش یافت، اگرچه تحت دوران خدمت آقای ولکر در فدرال رزرو بهبود یافت.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید