terete shape
شکل مخروطی
terete object
شیء مخروطی
terete form
فرم مخروطی
terete surface
سطح مخروطی
terete body
بدنه مخروطی
terete structure
ساختار مخروطی
terete line
خط مخروطی
terete edge
لبه مخروطی
terete model
مدل مخروطی
terete feature
ویژگی مخروطی
the plant has a terete stem that supports its growth.
گیاه دارای ساقه ای استوانه ای است که از رشد آن پشتیبانی می کند.
terete leaves are often found in tropical regions.
برگ های استوانه ای اغلب در مناطق گرمسیری یافت می شوند.
we studied the terete shape of the cactus to understand its adaptation.
ما شکل استوانه ای کاکتوس را برای درک سازگاری آن مطالعه کردیم.
the terete form of the branch allows better sunlight exposure.
شکل استوانه ای شاخه به نور خورشید بهتر اجازه می دهد.
some fish species have terete bodies that help them swim efficiently.
برخی از گونه های ماهی دارای بدن استوانه ای هستند که به آنها کمک می کند به طور کارآمد شنا کنند.
in biology, a terete structure can indicate a specific function.
در زیست شناسی، یک ساختار استوانه ای می تواند نشان دهنده یک عملکرد خاص باشد.
the artist preferred using terete forms in her sculptures.
هنرمند ترجیح می داد از فرم های استوانه ای در مجسمه های خود استفاده کند.
terete shapes are often more aerodynamic than flat ones.
شکل های استوانه ای اغلب از شکل های صاف آیرودینامیک تر هستند.
we observed the terete design of the new building.
ما طراحی استوانه ای ساختمان جدید را مشاهده کردیم.
the terete appearance of the vase makes it unique.
ظاهر استوانه ای گلدان آن را منحصر به فرد می کند.
terete shape
شکل مخروطی
terete object
شیء مخروطی
terete form
فرم مخروطی
terete surface
سطح مخروطی
terete body
بدنه مخروطی
terete structure
ساختار مخروطی
terete line
خط مخروطی
terete edge
لبه مخروطی
terete model
مدل مخروطی
terete feature
ویژگی مخروطی
the plant has a terete stem that supports its growth.
گیاه دارای ساقه ای استوانه ای است که از رشد آن پشتیبانی می کند.
terete leaves are often found in tropical regions.
برگ های استوانه ای اغلب در مناطق گرمسیری یافت می شوند.
we studied the terete shape of the cactus to understand its adaptation.
ما شکل استوانه ای کاکتوس را برای درک سازگاری آن مطالعه کردیم.
the terete form of the branch allows better sunlight exposure.
شکل استوانه ای شاخه به نور خورشید بهتر اجازه می دهد.
some fish species have terete bodies that help them swim efficiently.
برخی از گونه های ماهی دارای بدن استوانه ای هستند که به آنها کمک می کند به طور کارآمد شنا کنند.
in biology, a terete structure can indicate a specific function.
در زیست شناسی، یک ساختار استوانه ای می تواند نشان دهنده یک عملکرد خاص باشد.
the artist preferred using terete forms in her sculptures.
هنرمند ترجیح می داد از فرم های استوانه ای در مجسمه های خود استفاده کند.
terete shapes are often more aerodynamic than flat ones.
شکل های استوانه ای اغلب از شکل های صاف آیرودینامیک تر هستند.
we observed the terete design of the new building.
ما طراحی استوانه ای ساختمان جدید را مشاهده کردیم.
the terete appearance of the vase makes it unique.
ظاهر استوانه ای گلدان آن را منحصر به فرد می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید