terser

[ایالات متحده]/ˈtɜːsə/
[بریتانیا]/ˈtɜr.sɚ/

ترجمه

adj. بیشتر مختصر یا کوتاه در بیان

عبارات و ترکیب‌ها

terser statement

بیانیه مختصر

terser version

نسخه مختصر

terser response

پاسخ مختصر

terser explanation

توضیح مختصر

terser summary

خلاصه مختصر

terser comment

نظریه مختصر

terser remark

اظهار نظر مختصر

terser outline

خلاصه

terser definition

تعریف مختصر

terser description

توضیحات مختصر

جملات نمونه

his writing style became terser over the years.

سبک نوشتاری او در طول سال‌ها مختصرتر شد.

she prefers terser explanations for complex topics.

او ترجیح می‌دهد برای موضوعات پیچیده توضیحات مختصرتری ارائه دهد.

the report was too long, so i made it terser.

گزارش خیلی طولانی بود، بنابراین آن را مختصرتر کردم.

in business communication, being terser can be more effective.

در ارتباطات تجاری، مختصر بودن می‌تواند مؤثرتر باشد.

he delivered a terser version of the speech.

او یک نسخه مختصرتر از سخنرانی ارائه کرد.

her feedback was terser than i expected.

بازخورد او مختصرتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.

using terser language can help clarify your message.

استفاده از زبان مختصرتر می‌تواند به روشن شدن پیام شما کمک کند.

they requested a terser summary of the project.

آنها یک خلاصه مختصرتر از پروژه درخواست کردند.

the editor suggested making the article terser.

ویراستار پیشنهاد کرد مقاله را مختصرتر کنند.

his remarks were terse but impactful.

اظهارات او مختصر اما تاثیرگذار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید