testbed

[ایالات متحده]//ˈtɛstbɛd//
[بریتانیا]//ˈtɛstbɛd//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکویی که برای آزمایش ماشین‌ها، تجهیزات یا سیستم‌ها استفاده می‌شود؛ در علوم محاسبه، یک سیستم یا محیطی برای آزمایش نرم‌افزار یا سخت‌افزار.
Word Forms
جمعtestbeds

عبارات و ترکیب‌ها

testbed environment

محیط آزمایشگاهی

testbed platform

پلتفرم آزمایشگاهی

testbed system

سیستم آزمایشگاهی

testbed setup

راه‌اندازی آزمایشگاهی

testbed deployment

استقرار آزمایشگاهی

testbed infrastructure

زیرساخت آزمایشگاهی

testbed configuration

تنظیمات آزمایشگاهی

testbed server

سرور آزمایشگاهی

testbed network

شبکه آزمایشگاهی

testbed data

داده‌های آزمایشگاهی

جملات نمونه

the research team established a new testbed environment for autonomous vehicle testing.

گروه تحقیقاتی یک محیط آزمایشی جدید برای آزمایش خودروهای خودران ایجاد کرد.

our company developed a cloud testbed platform for software developers.

شرکت ما یک پلتفرم آزمایشی ابری برای توسعه‌دهندگان نرم‌افزار توسعه داد.

engineers use this testbed for testing new algorithms before deployment.

مهندسان از این آزمایشی برای آزمایش الگوریتم‌های جدید قبل از استقرار استفاده می‌کنند.

the testbed deployment was completed successfully last week.

استقرار آزمایشی هفته گذشته با موفقیت به پایان رسید.

researchers are building a scalable testbed infrastructure for iot devices.

محققان در حال ساختن یک زیرساخت آزمایشی مقیاس‌پذیر برای دستگاه‌های اینترنت اشیا هستند.

the testbed development phase will take approximately six months.

فاز توسعه آزمایشی تقریباً شش ماه طول خواهد کشید.

we created a realistic testbed simulation of the urban traffic system.

ما یک شبیه‌سازی واقعی آزمایشی از سیستم ترافیک شهری ایجاد کردیم.

this testbed prototype demonstrates the feasibility of 5g networks.

این نمونه اولیه آزمایشی امکان سنجی شبکه‌های 5G را نشان می‌دهد.

academic institutions utilize this testbed for research on machine learning.

مؤسسات دانشگاهی از این آزمایشی برای تحقیق در مورد یادگیری ماشین استفاده می‌کنند.

the new testbed technology allows for rapid prototyping of systems.

فناوری آزمایشی جدید به امکان نمونه‌سازی سریع سیستم‌ها اجازه می‌دهد.

the testbed system can simulate multiple failure scenarios simultaneously.

سیستم آزمایشی می‌تواند سناریوهای خرابی متعدد را به طور همزمان شبیه‌سازی کند.

our testbed application supports multiple programming languages.

برنامه آزمایشی ما از چندین زبان برنامه‌نویسی پشتیبانی می‌کند.

the distributed testbed network spans across three data centers.

شبکه آزمایشی توزیع شده در سه مرکز داده گسترده است.

scientists use this testbed for evaluation of new materials.

دانشمندان از این آزمایشی برای ارزیابی مواد جدید استفاده می‌کنند.

the testbed setup requires careful configuration of network parameters.

راه‌اندازی آزمایشی نیاز به پیکربندی دقیق پارامترهای شبکه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید