testiness level
سطح آزمونزدگی
testiness threshold
آستانه آزمونزدگی
testiness response
واکنش آزمونزدگی
testiness scale
مقیاس آزمونزدگی
testiness factor
عامل آزمونزدگی
testiness index
شاخص آزمونزدگی
testiness assessment
ارزیابی آزمونزدگی
testiness measurement
اندازهگیری آزمونزدگی
testiness analysis
تجزیه و تحلیل آزمونزدگی
testiness issue
مشکل آزمونزدگی
his testiness was evident during the meeting.
اظهارات او در طول جلسه آشکار بود.
she tried to mask her testiness with a smile.
او سعی کرد با لبخند، اظهارات خود را پنهان کند.
the child's testiness made it hard to focus.
اظهارات کودک باعث میشد تمرکز کردن دشوار باشد.
testiness can often lead to misunderstandings.
اظهارات اغلب میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
his testiness increased as the deadline approached.
اظهارات او با نزدیک شدن به مهلت مقرر بیشتر شد.
she noticed his testiness when he was tired.
او متوجه شد که وقتی خسته است، اظهاراتش بیشتر است.
the testiness in his voice was hard to ignore.
اظهارات در صدای او سخت بود که نادیده گرفته شود.
to avoid testiness, take regular breaks.
برای جلوگیری از اظهارات، استراحتهای منظم داشته باشید.
her testiness was a sign of stress.
اظهارات او نشانهای از استرس بود.
managing testiness is important for effective communication.
مدیریت اظهارات برای برقراری ارتباط موثر مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید