testiness

[ایالات متحده]/ˈtɛstɪnəs/
[بریتانیا]/ˈtɛstɪnəs/

ترجمه

n. تحریک‌پذیری یا بی‌صبری

عبارات و ترکیب‌ها

testiness level

سطح آزمون‌زدگی

testiness threshold

آستانه آزمون‌زدگی

testiness response

واکنش آزمون‌زدگی

testiness scale

مقیاس آزمون‌زدگی

testiness factor

عامل آزمون‌زدگی

testiness index

شاخص آزمون‌زدگی

testiness assessment

ارزیابی آزمون‌زدگی

testiness measurement

اندازه‌گیری آزمون‌زدگی

testiness analysis

تجزیه و تحلیل آزمون‌زدگی

testiness issue

مشکل آزمون‌زدگی

جملات نمونه

his testiness was evident during the meeting.

اظهارات او در طول جلسه آشکار بود.

she tried to mask her testiness with a smile.

او سعی کرد با لبخند، اظهارات خود را پنهان کند.

the child's testiness made it hard to focus.

اظهارات کودک باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

testiness can often lead to misunderstandings.

اظهارات اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his testiness increased as the deadline approached.

اظهارات او با نزدیک شدن به مهلت مقرر بیشتر شد.

she noticed his testiness when he was tired.

او متوجه شد که وقتی خسته است، اظهاراتش بیشتر است.

the testiness in his voice was hard to ignore.

اظهارات در صدای او سخت بود که نادیده گرفته شود.

to avoid testiness, take regular breaks.

برای جلوگیری از اظهارات، استراحت‌های منظم داشته باشید.

her testiness was a sign of stress.

اظهارات او نشانه‌ای از استرس بود.

managing testiness is important for effective communication.

مدیریت اظهارات برای برقراری ارتباط موثر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید